تبليغاتX
یادداشتهای محمد (ص) در شریف

یادداشتهای محمد (ص) در شریف

با حضرت محمد (ص) فرق دارد!

ترم جدید - مسافرت نوروزی

خب ترم جدید هم حدود یک ماه پیش شروع شد. من این ترم سه تا درس دارم. برنامه سازی پیش رفته و طراحی الگوریتم ها برای دوره لیسانس و الگوریتمهای تقریبی برای دوره فوق لیسانس. صفحاتشون رو میتونین از اینجا ببینین.

تغییری که توی درس طراحی الگوریتم دادم استفاده از کتاب طراحی الگوریتم جان کلینبرگ و اوا تاردوش به جای کتاب معروف سی ال آر اس هست. فعلا تا حالا راضی بودم به خصوص اینکه یک آدمی توی پرینستون اسلایدهای خیلی قشنگی هم طراحی کرده براش.

توی درس برنامه سازی پیش رفته هم به جای جاوا همون C++ رو ارائه کردم. علتش هم این بود که بچه ها سی رو توی ترم قبل یاد میگیرن و من راحت تر میتونستم مفاهیم شیئ گرایی رو آموزش بدم. البته یک گروه دیگه همون جاوا ارائه شد.

این ترم دو تا همکار جدید هم داریم: دکتر مهدی جلیلی و دکتر حسین اسدی. کلا تیپ استاد های جوون (زیر 35 سال) تا حالا 6 تا هست.

دانشکده جدید کامپیوتر هم ساختش تموم شد و تحویل داده شد. فعلا درگیر خرید ابزار و میز و صندلی هستیم و فکر کنم بعد از عید اونجا هستیم.

خبر آخر اینکه الآن ادمونتون هستم. در واقع یک هفته کلاسها (دو جلسه) رو خودم نبودم و از بچه های حل تمرین خواستم که سر کلاس برن.

یک ماه پیش هم به انتخاب دکتر سهراب پور توی یک جای مهم عضو شدم: شورای راهبردی فناوری اطلاعات دانشگاه. این شورا در واقع بالاترین مرجع تصمیم گیری در مورد فناوری اطلاعات دانشگاهه و قراره تصمیم های زیر بنایی بگیره.

مثلا فعلا داریم در مورد پهنای باند سال دیگه (الآن 100 مگابیت در ثانیه هست) تصمیم گیری میکنیم یا یک سیستم جامع اطلاعاتی برای استفاده از تمام سیستمهای وب دانشگاه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 18:11  توسط محمد ص.  | 

حقوق من

از حقوقم پرسیده بودید. امروز حکم رسمی (قرارداد استخدامی پیمانی اعضای هیات علمی) من آمد.


حقوق ماهانه 966030

فوق العاده مخصوص 2511167

فوق العاده جذب 1023992

فوق العاده ویژه 6409768

فوق العاده جذب هیات امنا 183531


جمع: 10094999


حدود 200 هزارتومان این مبلغ برای مالیات و بیمه کسر میشود.


+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 2:44  توسط محمد ص.  | 

پایان ترم - محرم - کریسمس

سلام

آخرین روز کلاسها یک شنبه این هفته بود. من از هر دو کلاسی که داشتم راضی بودم  و الآن هم مشغول پروژه های پایانی هستیم. فقط  امتحان میان ترم نظریه بازیها خیلی عجیب شد. یک مقدار سخت بود و بچه ها هم فکر کنم نخوانده بودند. امتحانی که قرار بود دو ساعته باشد را 4 ساعت تمام وقت دادم و تقریبا همه هم وقت کم آوردند. یکی از بچه ها آمد پیشم برای کار اضافه. گفتم اتاقم را جارو کن :)


با دکتر خرازی (یکی از همکاران) داوطلبانه مسوول سایت شدیم. شانس ما همین اول کار سه تا از سوئیچ های دانشکده خراب شدند و یک هفته اینترنت بعضی ها قطع شد. ولی خب تجربه خوبی بود برای من که تاحالا سوئیچ ندیده بودم (شاید هم دیده بودم و به جا نیاورده بودم:) ) ساختمان جدید هم تقریبا تمام شده و ماه آینده تحویل موقت میشود. چند تا جلسه هم با آدمهای مختلف در مورد سایت آنجا گذاشته ایم. با حدود 100-150 میلیون تومان میخواهیم امکانات خیلی خوب (سوئیچ های خوب و زیاد - اکسس پوینت برای بی سیم و VOIP) بگذاریم. سایت لیسانس آنجا اندازه دانشکده فعلی است. 8 طبقه هم دارد و بزرگترین ساختمان دانشگاه هست. منظره خیلی خوبی هم از بالا دارد. 7-8 تا از بچه های دانشکده را هم جمع کرده ام که یک وبسایت جدید بسازند. کلا میخواهیم به جای cmsها از FRAMEWORK استفاده کنیم که یک کم طولانی تر خواهد بود ولی در عوض بعدا به مشکل نخواهیم خورد.


هر چقدر که بچه ها را ندیده بودم در این ایام دیدم. حدود 15-20 نفر از بچه ها امسال آمدند ایران و 5 تا سخنرانی هم داشتیم که خیلی بود: امین صابری - عاطفه مشاطان - سولماز کلاهی - نسیمه عسکریان  - محمدرضا صلواتی پور. تازه چند تا سخنرانی را هم کنسل کردیم به خاطر ترافیک کاری پایان ترم.


پریشب رفتم مراسم محرم مسجد دانشگاه. قرار بود ساعت 7 آقای صدیقی سخنرانی کند ولی تا 8 ملت را با زیارت عاشورا و قرائت قرآن سرگرم کردند. من هم عصبانی شدم و آمدم خانه. دیشب با آمادگی قبلی رفتم و سخنرانی ساعت 8:20 شروع شد و خوب هم بود. بعد هم احمد عباسی مداحی کرد و یک نفر دیگر که نمیشناختم. برای من کلی خاطره قدیمی  تازه شد. احمد عباسی هم عوض نشده بود فقط یک پسر 4-5 ساله کنارش بود. وسط مداحی هم مجلس را ترک کرد و نشد با هم صحبت کنیم.  با این وجود بعد از مراسم 4-5 تا از بچه ها را دیدم. از همه جالب تر مصطفی مرادی بود که با عبا و عمامه آمده بود.


این ترم سه تا استاد جدید گرفتیم: حسین اسدی - مهدی جلیلی و مازیار گودرزی. فقط مازیار را میشناسم که سال 80 دانشجوی دکترا بود و عضو تیم روبوکاپ.

من ترم دیگر سه تا درس ارائه میدهم: شی گرا - الگوریتم و الگوریتمهای تقریبی. درس آخری برای فوق و  دو درس اولی برای لیسانس. نکته جالب حجم تقاضا برای کمک استادی درسها بود. در دو درس اول دو سه تا کمک استاد خیلی با تجربه گرفتم. برای درس الگوریتم هم دو سه تا کار انقلابی دارم میکنم: عوض کردن کتاب درس (از کتاب Kleinberg  استفاده خواهم کرد)

امروز دارم میروم اصفهان. کلا محرم اصفهان را همیشه دوست داشتم و امسال اولین سال بعد از حدود 12 سال است که میتوانم یک هفته ای آنجا بمانم.




+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 23:3  توسط محمد ص.  | 

مراحل استخدامی

من تصمیم دارم یک ویکی درست کنم و کلیه مراحل مهاجرت (؟) به ایران را بنویسم. فعلا اینجا کمی مینویسم و بعد که کامل تر شد به ویکی منتقل میکنم. شما هم اگر موردی در نظرتان هست پیشنهاد کنید تا در مورد آن بنویسم.

1. استخدام در دانشگاه شریف (دانشگاه های دیگر هم قاعدتا شبیه هستند)
مدرک مهمی که نیاز دارند تایید مدرک تحصیلی شما (بند 2) - آزمایش پزشکی (بند 3) و مدارک عادی مثل وضعیت نظام وظیفه - کپی مدارک شناسایی و عکس هست. جزئیات دقیقش را بعدا مینویسم.
قسمت زمان بر در این مرحله گزینش هست که ممکن است تا 4-5 ماه طول بکشد. البته در دانشگاه شریف رولی مرسوم شده که تا قبل از این نتیجه میتوانند حکم موقت برایتان بزنند و بر آن اساس حقوق به شما بدهند ولی من دنبال آن نرفتم. حتی در صورتی که حکمتان نیاید میتوانیید تقاضای حقوق علی الحساب بکنید که من نکردم ولی میدانم که میشود.


2. تایید مدارک در وزارت علوم
مدرک مهم برای این قسمت تاییدیه مدرک تحصیلیتان در سفارت ایران در کشور محل تحصیل هست. اگر این کار را نکرده باشید باید بروید وزارت امور خارجه تا آنها با سفارت مورد نظر ارتباط برقرار کنند و مدرکتان تایید شود. این روال ممکن است 2-3 ماه طول بکشد. پس اگر مدرکتان آماده است در اسرع وقت از طریق سفارت ایران تایید کنید. دوستان آمریکانشین ظاهرا باید از طریق اتاوا اقدام کنند.

مدارک دیگر مورد نیاز کپی سخت و نرم (سی دی) پایان نامه - پرکردن چند تا فرم - کارنامه های تحصیلی - فیش بانکی - عکس و کپی مدارک شناسایی هست. کل قضیه 1 ماه طول میکشد و بعد از آن برایتان مدرک موقت صادر میشود که همه جا اعتبار دارد. مدرک اصلی هم 2 ماه بعد صادر میشود.
 وزارت علوم چند سالیست که به صورت مجتمع به شهرک غرب (میدان صنعت) منتقل شده . به دانشگاه هم نزدیک است.


3. آزمایشهای پزشکی
آزمایشهای خون و اعتیاد را باید برای انجام امور استخدامی انجام دهید. در واقع درمانگاه دانشگاه معرفی نامه های مورد نظر را به شما میدهد و شما باید در درمانگاه های دولتی کار را انجام دهید.

4. سوء پیشینه: این هم لازم است. باید با عکس و معرفی نامه دانشگاه به اداره پلیس بروید (پلیس 110) و این کار را انجام دهید. فیش بانکی مهمترین مدرک لازم است. بقیه مدارک مثل کارت ملی را همیشه با خود داشته باشید.

4. اجاره مسکن. تا بعد

5. اینترنت. تا بعد.

6. خرید لوازم زندگی. تا بعد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 22:58  توسط محمد ص.  | 

انتخابات آمریکا

  به نظر میرسه که اوباما تو اوهایو - فلوریدا و کارولینای شمالی که مجموع الکترال ووتشون 62 است برنده بشه. سه ایالتی که دور قبل بوش برد. من ایشون رو از همین الآن به عنوان رئیس جمهور آمریکا برمیگزینم. امیدوارم تا دو ساعت دیگه که از خواب بیدار میشم رای ها عوض نشه - مدارک اوباما هم تقلبی در نیاد و صد البته ترور هم نشه.

فکر کنم اینقدر که دانشگاهیان ایران در مورد انتخابات آمریکا صحبت میکنن خود آمریکائیها نمیکنن
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 17:58  توسط محمد ص.  | 

فیلتر

راستی وبلاگ من با اینترنت دانشگاه فیلتر هست. فکر کنم به خاطر اون (ص) توی عنوان هست. تو گست بعدی یک کم جزئی تر در مورد اینترنت دانشگاه و مشکل کندیش مینویسم.
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 23:40  توسط محمد ص.  | 

تصادف - امداد خودرو - اینترنت - سینما آزادی

سلام

پریروز برادرم با ماشین من تصادف کرد. مقصر هم او بود ولی ماشین جلویی وقت نداشت و رفت. جلوی ماشین من هم خراب شد. امروز برای کار بیمه (باید بروی اداره بیمه برای ارزیابی خسارت و بعد بروی تعمیر کنی) رفتیم خیابان طالقانی ولی تا رسیدیم بسته بود. زنگ زدم به امداد  خودرو (همان CAA در آمریکای شمالی) یک آدم با موتورسیکلت  آمد و نیم ساعتی به ماشین وررفت و هوای داخل فن را تنظیم کرد. کل هزینه هم شد 2200 تومان.

همان بغل سینمای آزادی بود. آخرین بار سال 76 با بچه های دوره المپیاد خواهران غریب کیومرث پوراحمد را دیده بودم. بعد هم که سینما سوخت و تا مدتها حسرت برای مردم. وقتی وارد ساختمان شدم شگفت زده شدم. 5-6 سینما در یک ساختمان 10 طبقه با دستشوییهای خیلی تمیز و ساختمان بسیار زیبا و سینمای خیلی شکیل. واقعا حال داد. اگرچه قیمتها به نظرم گران بود ولی نوش جانشان. فیلم کنعان را دیدم و خوشم آمد. حداقل از دعوت بی سروته حاتمی کیا خیلی بهتر بود.

راستی الآن از خانه مینویسم. اینترنتم بعد از یک ماه بالاخره وصل شد. برای خواهرم و برادرم هم تقاضا دادم.
حالی میدهد اینترنت با سرعت 512 کیلوبیت در ثانیه با قیمت ماهیانه 9300 تومان. سرعتش هم واقعا همین است که میگویند. فقط محدودیت داونلود دارد (ساعت 1 تا 7 بامداد ندارد) که آن هم برای من مشکلی نیست. تمام برنامه های داونلودی را میگذارم اتوماتیک از ساعت 1 شروع شود.

اول که میآمدم ایران دو مشکل به نظرم خیلی جدی میآمد. آلودگی هوا و نداشتن فروشگاههای بزرگ برای خرید. حالا تنها مشکلی که اصلا ندارم همین دوتاست. در غرب تهران که به نظرم هوا خیلی خوب است. به جای فروشگاه هم مغازه های کوچگ فراوان وجود دارد. به فاصله 100 متری خانه ما دو تا سوپرمارکت ـ میدان میوه و تره بار - دو تا کباب فروشی - 1 پیتزا فروشی - سه چهار تا رستوران و انواع و اقسام مغازه های دیگر هست. تازه اکثر مغازه ها سرویس حمل رایگان هم دارند. جایتان خالی سر شب دو تا پیتزا با تخفیف 50 درصد و حمل رایگان سفارش دادم. شد 5300 تومان با سالاد.


+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 9:52  توسط محمد ص.  | 

هفته دوم ترم

خب در این مدت اینقدر مشغول بودم که نتوانسمت آپدیت کنم. این هم تقریبا همه خبرها:

خانه:
بالاخره یک آپارتمان دو خوابه 71 متری در پونک (نزدیک میدان پونک) گرفتم. رهن کامل 26.5 میلیون تومان. البته در جاهایی مثل مرزداران و اکباتان و خود پونک ارزان تر هم گیر میامد ولی این یکی خیلی تمیز بود و صاحبش هم به نظر آدم حسابی می آمد.
یک قانون غیر رسمی در بازار املاک هست که رهن کامل معادل یک پنجم قیمت ملک هست و بالطبع افزایش قیمت مسکن هم اثر اساسی روی اجاره و رهن می گذارد.

در بازار مسکن نرخ بهره 3% در ماه یا 36% در سال هست. یعنی شما یا میتوانید 10 میلیون پول پیشتان را اضافه کنید یا اینکه ماهیانه 300 هزارتومان بپردازید. البته گروههایی هستند که فقط اجاره میگیرند (آنها که خودشان قسط دارند) ولی اکثر مردم پول پیش را ترجیح میدهند.

نکته کلیدی اینکه اگر شما پول داشته باشید یا وام بگیرید (مخصوصا وامهای خارج از کشور مثل خط اعتباری که بهره شان از 10% هم تجاوز نمیکند) در واقع شما ملک را در حدود یک چهارم قیمت اجاره کرده اید. یعنی آپارتمانی که من اجاره کرده ام اجاره اش حدودا ماهی 900 هزارتومان هست ولی برای من نزدیک 200 هزارتومان در می آید به خاطر وامی که در کانادا گرفتم. البته ریسک گران شدن دلار را هم باید در نظر گرفت.


ماشین
بالاخره یک ماشین 206 تیپ 6 (دنده اتوماتیک) مدل 1383 گرفتم.  قیمتش هم بدک نیست 12 میلیون تومان. شانس من همان هفته اول دنده اش خراب شد و بردم تعمیرگاه. یک میلیون و دویست هزار تومان خرج تعمیرش.  250 هزارتومان دست مزدشان شد و بقیه اش خرج تعمیرات. به نظرم خیلی گران تر از کاناداست. فعلا که ماشین خوب شده و 2-3 باری هم بدون مشکل به اصفهان رفتم.

اینترنت
به معنای واقعی شرم آور است. کلی شرکت خصوصی در ایران است برای اینترنت که البته یک قسمت کار مثل باز کردن پرت را فقط خود شرکت مخابرات انجام میدهد. شما هر شرکتی که در نظر بگیرید باید با آنها تماس بگیرید و ثبت نام کنید. معمولا در طول دو سه ساعت همه کارهای اولیه را انجام میدهند و حتی پیک موتوری میفرستند برای گرفتن مدارک. ولی امان از شرکت مخابرات.
من باید کپی شناسنامه + آخرین قبض تلفن + کپی اجاره نامه + کپی سند خانه و همه را برایشان بفرستم. برای اینها هم دو سه باری با صاحب خانه که در شرق تهران هست قرار گذاشته ام. تازه امروز گفته اند باید آخرین قبض که در واقع 4-5 روز دیگر میآید را برایشان بفرستم :)
نزدیک سه هفته است و من هنوز در خانه اینترنت ندارم. البته از یک نظر هم بد نشد. شبها لپتاپم را در دانشگاه میگذارم و با سریالهای تلویزیون سرگرم میشوم.

درسها
یک درس نظریه بازیها دارم و یک درس برنامه نویسی وب. درسهای خوبی هستند و دانشجویان هم مشتاق. یک کم به خاطر ترم اولی بودن سخت است و خیلی وقت میبرد ولی خودم خیلی لذت میبرم. مخصوصا که درسهاشان کاملا متفاوت هستند. پروژه درس وب یک سیستم مدیریت درس هست با تعداد زیادی زیرپروژه. یکی از آنها که خودم خیلی دوست دارم طراحی اسلاید (شبیه پاورپوینت یا بیمر) با HTML/CSS/Javascript/PHP است. خودم هم اسلایدهای درس را اینطوری آماده میکنم. یک نمونه را ببینید.
یک گروه مطالعاتی نظریه بازیها را هم راه انداخته ایم که به زودی فعال میشود.

کارهای اداری
روند اداری استخدام شدن چیز عجیب و پیچیده ای است. منطقی این بود که همه کارهای من را راه میانداختند (مثل دادن کارت تردد و حقوق و ...) و بعد سر فرصت همه مدارک را کامل میکردند. ولی اینجا این طوری نیست. تا مدرک من تایید نشود و گزینش انجام نشود و آزمایشهای پزشکی ندهم و عدم سوء پیشینه نگیرم و چندین و چند کار دیگر خبری از هیچ چیز نیست. فقط دانشگاه شریف و بعضی دانشگاههای دیگر لطف میکنند و یک حقوق موقت میدهند. برای ماشین هم کارت تردد موقت گرفته ام و خودم یک یک کارت شناسایی موقت دارم. خلاصه تا اطلاع ثانوی من دکتر موقت هستم. ولی خب رفتارشان خیلی خوب است. بعضی وقتها با خستگی و ناراحتی دنبال یک کار میروم ولی چنان "آقای دکتر"ی میشنوم که شرمنده میشوم. کلا برای اینکه یک نفر را از انجام هر کار غیر عادیی برحذر دارید میتوانید هر پنچ دقیقه بگویید "آقای دکتر". :)
راستی حتما یک صفحه درست میکنم و جزئیات کارهای اداری را در آن مینویسم که اگر شما برگشتید ایران مشکل نداشته باشید.


وسایل منزل
بعضی وسایل که وارد ایران میشوند قیمتشان از کانادا هم گران تر است به خاطر گمرک. ولی اگر در ایران ساخته شوند ارزان تر است. مبل یکی از چیزهای خیلی ارزان در ایران است. در یافت آباد تهران قشنگ ترین مبلها را زیر یک میلیون میتوان خرید. فکر کنم شبیه آن در کانادا کمتر از 2000 دلار نباشد.
در عوض لوازم خانگی خیلی گران است. یک همزن 30-40 دلاری در کانادا را باید 70 هزار تومان بخرید. یا مایکروویو کمتر از 200 هزارتومان نمیتوانید گیر بیاورید. در کل خرج نیروی کار ارزان است. من دو تا کارگر گرفتم که هم خانه را تمیز کنند و هم مقداری وسایل را 5 طبقه بالا بیاورند جمعا 15000 تومان دادم. کلی هم خوشحال بودند.

فعلا تا بعد






+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 3:56  توسط محمد ص.  | 

سرعت اینترنت در دانشکده

سرعت داونلود: 155 کیلو بیت در ثانیه
سرعت آپلود: 220 کیلو بیت در ثانیه
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 3:18  توسط محمد ص.  | 

اولین روز در دانشگاه

امروز آمدم دانشگاه. دیروز پرواز از اصفهان داشتم و امروز صبح آمدم دانشگاه. اول کار دکتر جلیلی را دیدم و صحبت کردیم - بعد هم رفتم دفتر دکتر حسابی رئیس دانشکده و لیستی از کارهایی که باید انجام دهند (مثل بازکردن اکانت و دادن کلیدها و اختصاص اتاق و ... ) را انجام داد. دکتر باقری از دانشکده رفته و من میز ایشان را به ارث بردم. هم اتاقیم هم مهندس ابطحی است.

راستی به زودی به دانشکده جدید میرویم که خیلی بزرگ است.

مشکل بزرگ فعلی مسکن است. ظاهرا روی دانشگاه نمیشود حساب جدی کرد و باید خودم دنبالش باشم. رفتم سراغ دو بنگاهی بغل دانشگاه و دو تا خانه 70 متری دیدم. رهن کامل هر دو 25 میلیون تومان بود. ولی خیلی کثیف و افسرده کننده. یک کم هم در مورد اینکه در شهرک دانشگاه شریف خانه بگیرم فکر کردم ولی منصرف شدم. از نظر آب و هوا و قیمت خیلی مناسب است ولی دور است و امکانات هم ندارد. تصمیم فعلیم شهرک غرب است.

الآن این پست را از دفتر کارم و با لپ تاپ خودم مینویسم. یک دفتر کار بزرگ با کولر. بعد از این همه کار دیدن این دفتر میچسبد.
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 2:41  توسط محمد ص.  |