نتیجه: من یک آدم خودی و به درد بخور برای حکومت ایران هستم.
من بورس دانشگاهی در کانادا هستم. یعنی از دولت کانادا پول میگیرم تا تحقیق کنم. من دوستان خوبی دارم که اصلاً مذهبی نیستند. دوست دختر دارند، مشروب میخورند، حتی همجنس گرا هستند. من دوستانی دارم که اسرائیلی هستند. استادم آمریکایی است، و یکی دیگر از استادان دانشکده مان که من با او هم کار تحقیقاتی انجام میدهم یهودی و شدیداً معتقد به اسرائیل هست. دوستانی هم دارم که مسلمان بوده و اینجا مسیحی شده اند. دوستانی هم دارم که پناهنده هستند.
نتیجه: من هم مثل رامین جهانبگلو یک آدم ضد انقلاب هستم.
نتیجه واقعی ۱: وقتی من ایران بروم ممکن است با من در صدا و سیما مصاحبه کنند و در بخشهای خبری به عنوان یک نابغه که به وطن برگشته آن را پخش کنند. همزمان ممکن است من را در فرودگاه بازداشت کنند و بلایی به سرم بیاورند که تا مدتها نتوانم از نظر روحی متعادل شوم.
نتیجه واقعی ۲: به این میگویند ناامنی. نتایجش هم مشخص هست.
معرفی:
با نصب این دیکشنری در مرورگر فایرفاکس میتوانید با انتخاب هر لغت در صفحه های وب و با زدن CTRL-Q معنی آنرا در همان صفحه ببینید. (شکل بالا را ببینید) در ضمن لغت مورد نظر در یک پایگاه داده ذخیره شده و بعداً میتوانید همه ی لغاتهای جدید را ببینید، لیستشان را چاپ کنید، آنها را ستاره گذاری کنید، و ... .
تماس:
برای تماس با من به آدرس mohammadsafari [at] gmail.com تماس بگیرید . یا در همین جا کامنت بگذارید.روش نصب:
۱. آخرین ورژن فایرفاکس را نصب کنید.
۲. داخل فایرفاکس، از منوی Tools گزینه Options را انتخاب کنید و در آن تب Content را انتخاب کنید. یک گزینه دارد برای 'Warn me when websites try to install extensions or themes'. جلوی آن روی دکمه ی Extensions مطابق این شکل کلیک کنید. پنجره ای باز میشود. دامین sharifiha.com را تایپ و روی دکمه Allow کلیک کنید. (مطابق این شکل)
۲. GM ویرایش ۰.۶.۴ را نصب کرده و فایرفاکس را از نو اجرا کنید. موقعی که روی لینک قبلی کلیک میکنید پنجره ای شبیه این شکل باز میشود که باید روی Install Now کلیک کنید. یادتان نرود بعد از آن فایرفاکس را ببندید و دوباره آنر اجرا کنید.
۳. روی کد من کلیک کنید. بالای صفحه سمت راست روی دکمه ی Install کلیک کنید تا نصب شود.
تمام شد! فقط یک بار دیگر فایرفاکس را ببندید و دوباره اجرا کنید.
کلیدها:
Ctrl+Q برای دیدن معنی یک لغت و اضافه کردن آن در پایگاه داده. توجه کنید که برای انتخاب یک کلمه میتوانید روی آن دوبار-کلیک کنید.
Ctrl+Y برای حذف یک لغت از پایگاه داده.
Ctrl+Zبرای دیدن پایگاه داده. برای مثال پایگاه داده متعلق به شناسه کاربری testuser را ببینید. یا شکل زیر را ببینید.
Ctrl+X برای تغییر کاربر فعال.
اضافه کردن شناسه کاربری:
به طور پیش فرض وقتی معنی لغتی را میبینید آن لغت در پایگاه داده با شناسه testuser ذخیره میشود که این برای خیلیها مشترک است. برای اینکه پایگاه لغت مخصوص خودتان داشته باشید باید ابتدا یک شناسه ایجاد کنید و بعد اسکریپتتان را تغییر دهید.
ایجاد شناسه:اول باید در آدرس http://sharifiha.com/greasemonkey/dictionary/createuser.php یک اسم کاربری ایجاد کنید.
تغییرات در اسکریپت:
در مرورگر فایرفاکس گزینه ی Toos->Manage User Scripts را از داخل منوها انتخاب کرده، msDictionary را انتخاب و روی کلید Edit کلیک کنید. قاعدتاً باید اسکریپت را با notepad بازکند یا اینکه از شما آدرس ادیتور بخواهد. اگر کاربر ویندوز هستید میتوانید %SystemRoot%\system32\notepad.exe را به آن بدهید.
حدوداً خط چهاردهم این نوشته شده است:
var msDictionary_ids=new Array("testuser"); a
فرض کنید شناسه ای که در مرحله قبل انتخاب کرده اید morteza_123443124 باشد. خط فوق را به این شکل تغییر دهید.
var msDictionary_ids=new Array("morteza_123443124"); a
(حرف a در آخر خط اضافه است و فقط برای اینکه در بلاگفا خوب نمایش داده شود گذاشته ام). حالا فایل را Save کنید.
یادتان باشد که هر کسی با داشتن اسم کاربری شما میتواند از آن استفاده کند و لغات آنرا حذف یا به آن اضافه کند. بنابراین اسم کاربریتان را به کسی ندهید.
با کلید Ctrl-X میتوایند کاربر جاری را تغییر دهید. اگر هم ۰ را انتخاب کنید هیچ کاربری فعال نخواهد بود.

من راستش ایرادی در آن نمیبینم. همه ی ما قبول داریم که رئیس جمهور باید آداب ریاست جمهوری را حفظ کند، تمیز باشد، لباس اتو کشیده بپوشد، و ... ولی هیچکس نمیگوید که رئیس جمهور در پشت پرده (در خانه، در جلسات خصوصی، و... ) هم همان پرستیژ را باید حفظ کند.
همان طور که اگر عکسی بیرون بیاید که مثلاً هیات دولت در جلسه ی رسمی مشغول دیدن مسابقه فوتبال هست همه ناراحت میشوند ولی اگر در خانه خودشان این کار را بکنند به کسی اصلاً ربطی ندارد.
حسن وارسته نویسنده ی سابق این برنامه از کیفیت کار آن شکایت کرده و گفته است که برنامه مبتذل شده است. من ۷-۸ قسمت این برنامه را دیده ام، اوایل این احساس را داشتم که کپی "زیر آسمان شهر" هست و اتفاقاً خشایار مستوفی هیچ تفاوتی نکرده است. ولی کم کم از داستانهایش خوشم آمد و هرگاه که فرصت میکنیم این برنامه را در خانه میبینیم.
نکته ی جالب حرفهای وارسته بی ربطی بعضی حرفهای اوست:
وي اظهار داشت: عوامل اين مجموعه به هر قيمتي ميخواهند مردم را بخندانند و با بيرون آمدن نويسندگان اين مجموعه در حال حاضر صدابردار نوشتن فيلمنامه را آغاز كرده است و اين نشان ميدهد بار هنري براي آنها بياهميت است.
وارسته تصريح كرد: بازيگر اول مجموعه هر ماه 12 ميليون تومان از بازي در مجموعه مي گيرد و ديگر بازيگران نيز به طور متوسط سه الي چهار ميليون دستمزد دارند. هزينههاي زيادي صرف ساخت دكور شده اما نتوانسته به لحاظ هنري جذاب باشد.
خب که چه؟ صدابرداری که نویسنده شود به خودی خود عیب دارد؟ حقوق بازیکنان چه ربطی به قضیه دارد؟
به نظرم من اطلاعات غلط یا بیربط کاملاً اثر منفی در تاثیرگذاری انتقاد شما دارد. من خودم با دیدن این دو جمله اخر چیزی به ذهنم نرسید جز اینکه اینها مشکل شخصی دارند نه دغدغه ی فرهنگی.
۴۲ قسمت اول این سریال را میتوانید از اینجا ببینید:
قسمتهایی از آن در مورد قهرمانی استقلال در لیگ برتر فوتبال و مراسم جشن بعد از آن در ورزشگاه آزادی است. در روزی که بیش از یکصد هزار نفر ملت آمده بودند در ورزشگاه استقلال ۴-۰ ۴-۱ برق را برد و قهرمان شد. اما مراسم بعد از قهرمانی واقعاً خاطره انگیز بود.
اولاً که کلی آدم نامربوط ریختند توی زمین و حتی جام قهرمانی را هم برداشته، دور افتخاری در زمین زده، و با آن عکس یادگاری گرفتند.
ولی جالبتر از همه حضور ناگهانی یک اسب سوار با اسبش و با لباس قرمز و پرچم آبی بود. از مسوولین ورزشگاه آزادی، مسوولین فدراسیون فوتبال (سازمان لیگ)، مسوولین باشگاه استقلال و از هر کسی که پرسیدند نمیدانست که این اسب از کجا آمده.
یاد آن قضیه افتادم که طرف در یک مهمانی مجلل عروسی وارد شده بود، خانواده عروس فکر میکردند فامیل داماد است و خانواده داماد فکر میکردند فامیل عروس.
با یک نگاه از بالا همه ی مطلب سیما را میتوان در این خلاصه کرد که "من به خاطر تجربه ی زیاد کاری که در جوامع مختلف آمریکا دارم از روی شکم سیری حرف نزده ام" که این به نظر من پاسخی به انتقاد مهدی نیست و مهدی هم نگفته سیما شکم سیر است.
ولی نکته ی جالب برای من نوع استدلال سیماست. کلی نمونه و مثال از کارهایی که در آمریکا کرده یا مسائلی که دیده را در وبلاگش نوشته. برای چه؟ یا مثالی که میزنید در رابطه ی مستقیم با استدلالتان هست که خب احتمالاً استدلالتان را مستحکم میکند و یا (به نظر من در این مورد سیما) اینکه احساسات مخاطب را برمی انگیزد و به شیوه جو گیر کردن او استدلال را محکم میکند. پست قبلی من را هم در مورد جو گیر شدن بخوانید.
یک چیز دیگر! من تقریباً هر دوستی دارم که در رشته های علوم انسانی درس میخواند ایمیلها یا پستهای وبلاگش طولانی هستند. در فضای وبلاگستان هم معمولاً پستهای نازلی و سیما طولانی هستند. نمیدانم دلیلش چیست ولی این را میدانم که هر مطلبی شانی دارد و اگر قرار باشد جواب یک مساله ی جزئی که پیش آمده بسیار طولانی باشد قطعاً خوانندگان زیادی را از دست خواهد داد.
۲. یادم می آید در یک جمع مذهبی دبیرستانی نه ده نفره حرف از در حرفهای دکتر سروش شد. از آن جمع پرسیدم کدامتان میدانید دکتر سروش عینکی هست یا نه. فقط یک یا دو نفرشان (راست یا دروغ) گفتند هست.
۳. در یک جمع عمومی در ایران که به احتمال زیاد انگلیسیشان هم خوب نیست با لحن خشنی بگویید دکتر شریعتی آدمی بود "relegious". به نظر من تعداد زیادی از آن جمع بدون اینکه بپرسند یا بدانند معنی relegious چیست نسبت به شریعتی بدبین خواهند شد و احتمالاً لعنی هم نصیبش خواهند کرد.
این یعنی جو گیر شدن، احساساتی شدن، و بدتر از آن تصمیم گیری در حالت هیجان. جوابتان هم حتماً اینست که انسان نباید هنگام هیجان (خوشحالی یا ناراحتی فرقی ندارد) تصمیم گیری کند و باید بگذارد آرام شود و در مورد مساله منطقی فکر کرده، مشورت کند، مطالعه کند، و در آخر اگر لازم بود تصمیم بگیرد.
حالا اگر شما یکی از بیش از چهل و شش هزار نفر امضا کننده ی بیانیه ای باشید که توسط بانوی ایرانی کانادا، نازنین افشار جم، علیه حکم اعدام دختری هم نام او تهیه شده است چه می گویید؟
داستان این گونه است که ظاهراً دختری ۱۸ ساله به نام نازنین به همراه خواهر ۱۶ ساله اش با مزاحمت چند جوان روبرو شده و در درگیری که انجام میگیرد یکی از جوانها کشته میشود. حالا هم دلیل نازنین بر اقدام به دفاع شخصی را قبول نکرده و حکم به اعدام او داده است.
این بیش از ۴۶۰۰۰ امضا کننده بیانیه بعضیشان اصولاً مخالف اعدام هستند که خب کاری نداریم. ولی خیلی هاشان با خواندن این بیانیه یک صفحه ای قضاوت میکنند و بر اساس آن بیانیه را امضا کرده اند. توجه کنید که من اصلاً قضاوتی در مورد درستی یا نادرستی حکم اعدام ندارم بلکه صحبتم قضاوت آنی هنگام هیجان هست. نظیر این قضیه را هم بارها دیده اید. در تعداد زیادی از پرونده های جنایی مخصوصاً آنهایی که یک زن قاتل است روزنامه ها یا وبلاگها جو جامعه را علیه خانواده مقتول مشوش میکنند (با ذکر داستانهای احساسی ا ززندگی زن یا ظلمهایی که در زندگی به او رفته مثل قضیه ی کبری رحمانپور) و سوار بر موج احساسات مردمی نظرشان را به دستگاه قضایی تحمیل میکنند.
حالا ممکن است شما هم مخالف رای دستگاه قضایی باشید که خب خوشحال خواهید شد یا مانند خانواده شوهر کبری رحمان پور یا پسری که در دعوا با نازنین کشته شده است عزیزتان را از دست داشته باشید، معتقد باشید که بیگناه کشته شده، و احساس کنید تعداد زیادی از مردم ناجوانمردانه دارند خون عزیزتان را پایمال میکنند.
نکته ی بسیار مهم به نظر من چگونگی جمع کردن این همه سرویس در یکجاست و اینکه چگونه کاربر به راحتی از اینها استفاده کند. فرضاً شما یک ایمیل در مورد یک قرار ملاقات میگیرید و دوست دارید سریع آنرا در تقویم خود وارد کنید. در یاهو ابتدا تقویم را در یک پنجره ی جدید آورده و با استفاده از copy-paste آنرا وارد میکنید. در گوگل چطور؟ گوگل از متن ایمیل شما حدس میزند که یک قرار ملاقات هست و همانجا یک گزینه ی Add Event دارد که با آن راحت قرار خود را در تقویمتان اضافه میکنید.
هنوز این امکان برای همه ی ایمیلهای GMail فراهم نشده. اگر ندارید چند روزی دیگر صبر کنید. اطلاعات بیشتر در مورد اختلاط تقویم گوگل و GMail را در اینجا بخوانید.
همانطور که میدانید گوگل چت هم به GMail اضافه شده است. به احتمال زیاد در آینده ی نزدیک سایر سرویسهای گوگل هم تا حد امکان اینگونه میشوند. مثلاً لیست RSSهایی که میخوانید را در همان GMail بخوانید. وبلاگتان در blogger را از طریق GMail به روز کنید (البته این امکان هم اکنون هم وجود دارد ولی نه به شکل ایده آل) و ...
این یاهوی دیوانه باید به این کارها فکر کند نه لوس بازی در تزیین و آرایش ایمیلش!
حالا یک سال قبل را در نظر بگیرید که گوگل و یاهو هر کدام کمتر از ۴۰ میلیار دلار ارزش داشتند و احتمالاً مدیران یاهو شاید بدشان نمیآمد که مثلاً شرکتشان را به گوگل بفروشند و از شر این رقابت خلاص شوند. اگر این گونه میشد و گوگل یاهو را میخرید تازه به نظرم سهام گوگل افت میکرد چون یکی از رقبای مطرحش را از دست میداد و ملت نگران میشدند که دیگر در خلاقیت تنبل شود.
بهترین کار به نظرم همین بود که این دو به رقابت در ظاهر سخت خودشان ادامه دهند و هر بار یاهو یک دست و پایی بزند و مثلاً نسخه ی بتای یاهو ایمیل را تهیه کند و بعد هم همه در کف خلاقیت و قدرت گوگل بمانند که چگونه شرکتی با سابقه ی یاهو را این گونه سوسک کرده است! این طوری گوگل ارزشش در یک سال شاید ۴۰-۵۰ میلیارد دلار بیشتر از چیزی است که مدیرانش انتظار داشتند و در واقع به بهترین شکل ممکن یاهو را خریده است!
البته همه ی مطالب بالا تخیلی بود و اصلاً تا جایی که من میدانم چنین زد و بندهای بین شرکتها غیر قانونی است. ولی با این نسخه ی بتای یاهو ایمیل من غیر از این چیزی به ذهنم نمیرسد.!!
پ.س. این ذهن متوهم من یک چیز دیگر هم به ذهنش رسید. فرض کنید سال دیگر که ارزش سهام گوگل ۵۰۰ دلار شده و مال یاهو ۲۵ سنت و زد و بند این دو شرکت اینگونه شود که یاهو شروع به سوسک کردن گوگل کند، مثلاً سیستم گامای یاهو (:)) ایمیل را با امکانات خدا ارائه دهد و هرچه که گوگل داشته را با کیفیت بهتر ارائه دهد. آنگاه تازه مردم میفهمند که دود از یاهو بلند میشود و با کاهش مثلاً ۵۰ درصدی سهام گوگل سهام یاهو هم ۵۰۰ دلار میشد. خیلی باحال است نه؟
نسخه ی بتای یاهوایمیل اگر چه امکانات بسیار زیادی دارد و بسیار هم خوشگل است، ولی در یک جمله باید بگویم خاک بر سر یاهو! اولاً که سرویسشان شدیداً کندست و آدم را خسته میکند. ثانیاً اینها ضعف اساسیشان نسبت به گوگل را هنوز نمیفهمند. در GMail خبری از تبلیغات تصویری 300x300 و بدون ربط به ایمیل نمیبنیم. اصلاً از هر کسی که بخواهید مزیتهای اصلی GMail را بگوید حتماً از ایده ی برچسب گذاری به جای folder و امکان فیلتر کردن اتوماتیک ایمیلها خواهد گفت. یاهوی احمق هیچ کاری در این زمینه نکرده است.
حالا میفهمم چرا دو سه ماه پیش که رئیس مرکز تحقیقات یاهو در ونکور سخنرانی داشت تقریباً تمام مثالهای خود را از Google میآورد.
حالا دو سه ماه دیگر که گوگل تمام امکانات خوب این نسخه ی یاهو را به همره چند تا امکان خلاقانه و با حال دیگر ارائه میدهد یاهو باز هم به سختی قافیه را خواهد باخت.
Google-Readier را احتمالاً میشناسید. خبرخوان خوبی است برای فیدها و با استفاده از آن میتوانید تمام سایتهایی که خروجی XML دارند را اضافه کرده و از به روز شدنشان باخبر شوید. یک چیز بسیار خوبی که دارد این است که میتوانید خروجی آنرا روی وبسایت یا وبلاگتان بگذارید. (سمت چپ وبلاگ من را ببینید)
با توجه به اینکه اکثر وبلاگها دیگر خروجی XML دارند میتوانید وبلاگهایی که میخوانید را اضافه کرده و خروجیشان را در وبلاگ خودتان بگذارید. یعنی یک چیزی بسیار خوبتر از BlogRolling که حداقل از دو جهت مزیت زیادی دارد: اول اینکه blogrolling در ایران فیلتر شده است و دوم اینکه مشکل ping ناخواسته را هم نخواهید داشت. در ضمن عنوان آخرین مطلب وبلاگها را هم میبینید.
تنها اشکالی که به نظر من دارد این است که حداکثر ده عنوان را نشان میدهد.
خودتان با Google-Reader کارکنید و امکاناتش را ببینید. میتوانید برای سایتهایی که میخوانید label هم بگذارید و در واقع آنها را طبقه بندی کنید.
فعلاً برای اولین پست بس است.
پ.س. تصمیم گرفتم یک راهنمای کامل برای این کار بنویسم.
۱. اول باید کاربر google باشید یعنی مثلاً ای میل GMail داشته باشید.
۲. به آدرس http://reader.google.com بروید و شروع کنید آدرس RSS سایتهایی که میخوانید را اضافه کنید. خیلی از وبلاگها خروجی RSS دارند و لینکش هم روی وبسایتشان هست. متاسفانه persianblog این امکان را برای وبلاگهایش نگذاشته ولی blogfa , blogger این امکان را دارند. آدرس RSS یک وبلاگ در بلاگفا مثل http://x.blogfa.com با اضافه کردن rss.aspx به آخر آن به دست میآید، یعنی http://x.blogfa.com/rss.aspx و اگر در بلاگر باشد با اضافه کردن atom.xml یعنی http://x.blogspot.com/atom.xml
یک راه ساده دیگر هم استفاده از یک امکان بسیار خوب GoogleReader در Import و Export کردن لیست وبلاگهاست. در واقع شما راحت میتوانید از لیست قبلاً آماده شده ی دوستانتان استفاده کنید. مثلاً لیست وبلاگهایی که من اضافه کرده ام را از اینجا داونلود کرده و Import کنید: روی گزینه ی Edit Subscriptions کلیک کنید و در قسمت More Actions گزینه ی Import Subscriptions را انتخاب کنید.
۳. هنگام اضافه کردن یک rss میتوانید آن را برچسب گذاری هم بکنید. مثلاً من به همه وبلاگها برچسب weblogs میدهم.
۴. حالا روی SHARE در GoogleReader کلیک کنید. آدرس مستقیمش هم http://www.google.com/reader/view/ هست. گزینه Setting را در بالا انتخاب و روی Tags کلیک کنید. روی تگ weblogs اول اگر private هست روی آن کلیک کنید تا public بشود. در سمت راست آن گزینه گزینه Put a clip on your site تنظیمات لازم را انجام داده و کد HTML که برایتان درست میکند را در وبلاگتان قرار دهید.
۵. من یک کد style را هم در وبلاگم گذاشته ام که شکل ظاهری وبلاگها را قشنگ کند. آن را هم میتوانید استفاده کرده و در قالب وبلاگتان قرار دهید.
<style> li { list-style-type:decimal; text-align:right; } div.s { font-family: Tahoma; font-size: 7pt; color:red; border-width: 0px; border-color: #0000ff; border-style: solid; border-style: dotted; background-color:#e5ecf9 } </style>