ممنونم از نظرش و امیدوارم این بحث مورد اقبال دیگر وبلاگ نویسان هم واقع شود.
۱. موضوع متن قبلی من نه درستی یا نادرستی ازدواج موقت که انتقاد از منتقدان آن بود. کل حرف من اینست که کسانی که معتقد به آزادی ارتباط بین دختران و پسران هستند اتفاقاً باید کاملاً از ازدواج موقت را به عنوان یک اصل مترقی در ایران و فقه شیعه بشناسند و از نظر من هیچ دلیلی برای مسخره کردن آن وجود ندارد.
۲. به نظر من تمام مشکلاتی که کیهان اشاره کرده است به مرور زمان و با فراگیر شدن ازدواج موقت و به قول معروف ریختن قبح آن در مردم حل خواهد شد. اکنون نداشتن پرده بکارت در نظر خیلیها عیب بزرگی است به این دلیل که مترادف است با یا ارتباط نامشروع از نظر اسلام و یا طلاق در ازدواج دائم قبلی که هر دو اینها از نظر خیلیها قابل قبول نیست. حال اگر ازدواج موقت فراگیر شود طبعاً این گونه حساسیتها هم به خودی خود کم میشوند. مشکل عدم آگاهی مردم به چگونگی رابطه با جنس مخالف و مشکلات شبیه به آن هم به مرور زمان حل خواهد شد.
۳. میدانید که در ایران دوست پسر داشتن یا دوست دختر داشتن جرم است و اگر ارتباط جنسی هم داشته باشند تا صد ضربه شلاق تعزیر دارد و اگر تکرار شود حتی امکان اعدام هم دارد. از همه اینها که بگذریم دختر و پسری که در ایران بدون ازدواج رابطه دارند حداقلش اینست که کارشان خلاف قانون است و این به نظر من در شأن یک آدم متمدن نیست. برای من سوال است که چرا اینها رابطه شان را قانونی نمیکنند و به ازدواج موقت تن نمی دهند؟ چگونه است که هنگام ازدواج دائم به قانون تن میدهند و به شیوه اسلامی که ممکن است به آن معتقد هم نباشند ازدواج میکنند ولی ازدواج موقت به نظرشان مسخره میآید؟
حرف آخرم این که استفاده از ظرفیتهای قانونی ایران یک هنر است. لازم نیست همیشه ما اعتراض کنیم و دنبال حقوقی که در قانون به ما نداده اند باشیم، بلکه بعضی وقتها چیزهای به مراتب بزرگتری را میتوان با زیرکی در همین قانون فعلی کشور به دست آورد.
راستش به نظر من تلاش برای جا انداختن ظرفیت قانونیی مثلا ازداج موقت در میان ایرانیان اثرش به مراتب بیشتر از چیزهایی (البته به حق) مثل تلاش برای راهیابی به ورزشگاهها یا موارد مشابه است. این سوالی است که من از سیما، خورشید خانم، پرستو، معصومه، و بسیاری دیگر از دختران وبلاگستان دارم.
ولی نظر من کاملا ًمتفاوت است.
اول این خاطره را بگویم که سال چهارم دبیرستان که بودم یک کتاب ازدواج موقت در اسلام را از کتابفروشی گلستان شهدای اصفهان خریدم و وقتی در دبیرستان آنرا میخواندم یکی از دوستانم بدون هیچ پرسشی سیلی محکمی به صورتم زد و مرا از ادامه خواندن منع کرد!!
به خیلی از ایرانیها هم اگر در موردش صحبت کنی محترمانه ترین چیزی که میشنوی اینست که "دوست داری خواهر و مادر خودت با غریبه باشند؟" !
ولی نکته ی جالب برای من مسخره کردن ازدواج موقت برای دوستانی است که اصولاً مشکلی با روابط خارج از ازدواج دائم بین دختر و پسر ندارند. من عقیده دارم که رابطه (حتی جنسی) بین دختر و پسر چیز لازمیست و علت شکست بسیاری از ازدواجها در ایران به دلیل همین رابطه نداشتن و عدم تجربه قبل از ازدواج هست. باز معتقد هستم که این روابط باید در چارچوبی مشخص باشد تا به دختر و پسر ضربه روحی وارد نکند. به همین دلیل هست که در خیلی از خانواده های با شخصیت در کانادا دوست پسر یا دوست دختر گرفتن با نظر و مشورت خانواده انجام میشود و خانواده از روباط پسر یا دخترشان با طرف مقابل آگاهی دارند و در صورت لازم کمک میکنند که مشکلی پیش نیاید. علتش هم برای خیلیها این است که دختر و پسر در سنین نوجوانی و اوایل جوانی بسیار احساسی و خام هستند و بی دقتی در روابطشان ممکن است به آسیبهای روحی جدی منجر شود.
خب! ازدواج موقت همین است! قرار نیست کسی که میخواهد معتقد به اسلام باشد و به قوانین آن عمل کند سختی بکشد و از زندگی لذت نبرد.
ظاهراً همانطور که بعضی از مذهبیها از اینکه غیر مذهبیها آزادند و هر کاری میکنند عقده ای شده و احساس کینه دارند، بعضی از غیر مذهبیها هم فقط به این راضی میشوند که یک جوان مذهبی همیشه سرش زیر باشد، با هیچ دختری/پسری صحبت نکند، و آدم خوشحالی و با روحیه ای هم نباشد.
من راستش خیلی چیز زیادی از ازدواج موقت و صحت روایات مربوط به آن در منابع شیعه ندارم، ولی معتقدم با فرض صحت آن اتفاقاً یکی از نکات بسیار مثبت شیعه هست که چشمش را روی نیاز به این بزرگی جوانان نبسته است.
پ.س. بحث من دفاع از مفهوم ازدواج موقت است نه همه ی مقیاسهای آن. من هم با ازدواج موقت یک مرد متاهل مخالفم و از اینکه ببینم یک خانم ممکن است چشم و گوش بسته به این کار شوهرش به این خاطر که فکر میکند ثواب دارد تن میدهد زجر میکشم.