"شهر در کمال امنیت تمام بلاد ایران بحمد الله در نهایت انتظام عمده توجه باخبارات عتبات عالیاتست چندی قبل تلگرافی از طرف حجت الاسلام و المسلمین روحی فداه مخابره شده به جنابعالی در کشف اخبارات آنجا تا حالا جواب نرسیده خیلی عجیب است. با آن تاکیدات اکیده چگونه مسامحه فرموده اید . البته جوابهای صحیح کافی که باعث قوت قلب شاه بوده باشد مخابره فرمایید باکی از قیمت اجرت تلگراف نداشته باشید". تلگراف شیخ فضل الله نوری به پسرش در نجف
"حاجی شیخ فضل الله خدا تو را و اتباع تو را بدرک فرستد تا مسلمانان آسوده باشند". تلگراف فردی به نام کلانتر از استر آباد بعد از اینکه شیخ فضل الله و بعضی از علمایی که در شاه عبد العظیم بست نشسته بودند شروع به تلگراف زدن به مردم و اعتراض به مشروعه نبودن مشروعه کردند.
"بحمدالله مقاصد اسلامیه بکوری چشم من ینکره در شرف پیشرفت کرده حقانیت و بیغرضی حضرت مستطاب حجه الاسلام روحی فداه بر همه کس معلوم و مشهود گردیده. مخالفین و معاندین که میگویند کلمه حق یرادبهاالباطل در این ایام بواسطه نشر لوایح و مطبوعات زاویه مقدسه که مردم بیدار شده اند خیلی در هیجان آمده اند..." تلگراف شیخ فضل الله نوری به پسرش در نجف در زمان بست نشینی در شاه عبدالعظیم
برای من مدتها پرسش بوده است که چرا شیخ فضل الله نوری اینقدر نامش در ایران برده میشود و کمتر اسمی از بهبهانی و طباطبایی میشنویم. شیخ فضل الله آدم عالمی بود و خیلی هم به شریعت پایبند و واقعاً نگران ضدیت مشروطه با مشروعه بود. اگر چه خیلیها معتقدند انگیزه های دیگری هم مثل جاه طلبی و رقابت با دیگر علما در مخالفت او با مشروطه وجود داشته است.
در هر حال چیزی که تقریباً واضح است اینکه شیخ فضل الله در زمانی که مشروطه یک نهال نوپا بود و نیاز به حمایت مردمی که به طور عام به شریعت پایبند بودند داشت ساز مخالف میزد و این گونه کمر مشروطه را شکست.
حتی محمد علیشاه بعد از به توپ بستن مجلس توسط کلنل لیاخوف روسی وعده بازگشایی آن بعد از سه ماه را داده بود ولی بعد از این مدت به انگیزش شیخ فضل الله بعضی از روحانیون از شاه خواستند که چون مشروطه با مشروعه سازگار نیست از خیر آن بگذرد و شاه نیز از خدا خواسته چنین کرد. تا جایی که من دیده ام، محمد علیشاه تنها دلیلی که بر مخالفتش با مشروطه میآورد همان ضدیت آن با شرع اسلام بوده است.
شیخ فضل الله از آن اول هم جزئی از پیشگامان مشروطه نبود و فقط در بهبوهه موفقیت آن و البته با تصوری که از مشروطه پیدا کرده بود و آنرا در جهت تعالی اسلام میدید به حمایت برخاست.
اگر چه خیلی از مشروطه خواهان (و بخصوص نمایندگان مجلس) دیندار نبودند و بعضی از فرنگ رفتگانشان چه بسا ضد دین بودند و این خود عامل بزرگی در نفرت خیلی از مردم ایران از مشروطه بود، ولی این عالمان بزرگ امثال شیخ فضل الله نوری بودند که میتوانستند وقت شناسی بکنند و هر چیزی را در زمان مناسب بخواهند. کاری که سید عبدالله بهبانی و سید محمد طباطبایی کردند و من آنها را شایسته هرگونه قدردانیی میدانم.