تبليغاتX
یادداشتهای محمد (ص)
یادداشتهای محمد (ص)
با حضرت محمد (ص) فرق دارد!
یکشنبه هفدهم شهریور 1387
سرعت اینترنت در دانشکده
سرعت داونلود: 155 کیلو بیت در ثانیه
سرعت آپلود: 220 کیلو بیت در ثانیه
+ نوشته شده در 3:18 توسط محمد ص. Balatarin .
یکشنبه هفدهم شهریور 1387
اولین روز در دانشگاه
امروز آمدم دانشگاه. دیروز پرواز از اصفهان داشتم و امروز صبح آمدم دانشگاه. اول کار دکتر جلیلی را دیدم و صحبت کردیم - بعد هم رفتم دفتر دکتر حسابی رئیس دانشکده و لیستی از کارهایی که باید انجام دهند (مثل بازکردن اکانت و دادن کلیدها و اختصاص اتاق و ... ) را انجام داد. دکتر باقری از دانشکده رفته و من میز ایشان را به ارث بردم. هم اتاقیم هم مهندس ابطحی است.

راستی به زودی به دانشکده جدید میرویم که خیلی بزرگ است.

مشکل بزرگ فعلی مسکن است. ظاهرا روی دانشگاه نمیشود حساب جدی کرد و باید خودم دنبالش باشم. رفتم سراغ دو بنگاهی بغل دانشگاه و دو تا خانه 70 متری دیدم. رهن کامل هر دو 25 میلیون تومان بود. ولی خیلی کثیف و افسرده کننده. یک کم هم در مورد اینکه در شهرک دانشگاه شریف خانه بگیرم فکر کردم ولی منصرف شدم. از نظر آب و هوا و قیمت خیلی مناسب است ولی دور است و امکانات هم ندارد. تصمیم فعلیم شهرک غرب است.

الآن این پست را از دفتر کارم و با لپ تاپ خودم مینویسم. یک دفتر کار بزرگ با کولر. بعد از این همه کار دیدن این دفتر میچسبد.
+ نوشته شده در 2:41 توسط محمد ص. Balatarin .
دوشنبه یازدهم شهریور 1387
روز اول در ایران
خب بالاخره به ایران رسیدم.
1. چند تا از اقوام ازم خواسته بودند که لپ تاپ برایشان بخرم و من هم با لپ تاپ خودم 4 تا لپ تاپ داشتم. توی گمرک بهم گیردادند و ساکم را گشتند. طرف گفت هفتصد هزارتومان بدهم و من قبول نکردم. گفتم که استاد دانشگاه هستم و دانشجویانی که فارغ التحصیل میشوند کل وسایل خانه شان را هم میتوانند بدون گمرک بیاورند.  تازه سالهای قبل ماشین هم میشد آورد. در هر حال با 100 هزارتومان حاضر شد. البته آدمهای خوبی بودند و اصلا هم حرفی که بوی رشوه و این جور جیزها باشد نزدند. پول را به حساب گمرک در بانک ملی ریختم.
 
فرودگاه امام به نظر خیلی کوچک است ولی شانس ما تنها پرواز آن موقع بودیم و همه چیز خیلی سریع تمام شد. کلا نیم ساعت کل ماجرا از پیاده شدن از هواپیما تا خارج شدن از فرودگاه طول کشید.

2. راستی آندرانیک تیموریان را هم در پروازمان دیدم. آدم خیلی صادق و بی شیله پیله ایست.

3. وضع هواپیمان ایران ایر لندن-تهران افتضاح بود. اولا که مهماندارها مرتب نبودند و مثلا یکی از مهمانداران مرد حتی ریشش را هم به خوبی اصلاح نکرده بود. تلویزیون هم خراب بود و از اول تا آخر پرواز فقط نقشه و اطلاعات مثل سرعت و ارتفاع را نمایش میداد. یکی از مانیتورهای بزرگ هم تقریبا ول بود و من کاملا نگران که نکند روی سر آن خانمی که نزدیکش بود بیفتند.  خلاصه که خیلی تو ذوق زد. 7 سال پیش سوار همچین هواپیمایی شدم که تلویزیونش کار میکرد و در پرواز ایرکانادا تلویزیون هم نداشت. این بار ایر کانادا مجهز به تلویزیونهای کنترل ار با فیلمهای روز مثل مرد آهنی یا کانگ فو پاندا بود و ایران ایر هیچ تغییر مثبتی نداشت.

4. من زمان دبیرستان که اصفهان بودم سوار موتورسیکلت میشدم و خلاصه آدم به قول معروف کله خری در رانندگی هستم. ولی واقعا رانندگی و دیدن خیابان ها ترسناک هست. خیلی راحت مردم در حتی بزرگراهها دنده عقب می زنند - جلوی هم میپیچند  - از چراغ قرمز رد میشوند و ...

5. امروز تصمیم گرفتم ماشین بخرم. دو سه موردی که قیمتشان خیلی بالانیست و مناسب هستند یکی پژو GLX است و یکی تندر L90. تنها مشکل من اینست که با این رانندگیها مطمئنا 7-8 تا تصادف کوچک و بزرگ در این 6 ماه هنوز-کامل-ایرانی-نشدن در انتظارم هست و دلم نمیآید ماشین نو بخرم. شاید یک ماشین مدل 85-86 بخرم.

6. تا جمعه شب اصفهان هستم و شنبه میروم تهران برای انجام کارهای دانشگاه.

+ نوشته شده در 13:49 توسط محمد ص. Balatarin .
یکشنبه دهم شهریور 1387
فرودگاه لندن
ساعت دوازده - 31 آگوست - ترانزیت لندن

توی پرواز یک کم کتاب نظربه بازیها را خواندم . فکر کنم دو هفته اول که توی ایران باشم فقط باید دنبال خانه و وسایل خانه و کارهای وزارت علوم و این جور چیزها باشم.

قرار بود دانشگاه شریف برای یکسال خانه بدهد ولی نمیدانم میدهد یا نه. یک مشکل اینست که ظاهرا با این زودیها حکم من را وزارت علوم نخواهد داد (گویا این یک روند معمول در وزارت علوم دولت جدید هست) و تا آن موقع هم من در واقع آدم به حساب نخواهم آمد.

برعکس انتظاری که داشتم استرسی ندارم. برعکس خیلی ذوق زده و منتظر دیدن خانواده و بعد شروع کلاس ها هستم.

+ نوشته شده در 4:7 توسط محمد ص. Balatarin .
شنبه نهم شهریور 1387
سفر به ایران
خب! من امروز به ایران می روم و از ترم بعد (مهر ماه) عضو هیات علمی دانشکده کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف هستم.
 سعی میکنم تمام اتفاقاتی که برای یک نفر در شرایط من (که به ایران رفتن فکر میکند) را اینجا بنویسم.

فعلا اینکه دو هقته دیگر ترم شروع میشود و من هم دو تا درس ارائه میدهم. طراحی وب که درس کارشناسی هست و نظریه  بازیها که درس کارشناسی ارشد هست.
+ نوشته شده در 5:16 توسط محمد ص. Balatarin .