آخرین روز کلاسها یک شنبه این هفته بود. من از هر دو کلاسی که داشتم راضی بودم و الآن هم مشغول پروژه های پایانی هستیم. فقط امتحان میان ترم نظریه بازیها خیلی عجیب شد. یک مقدار سخت بود و بچه ها هم فکر کنم نخوانده بودند. امتحانی که قرار بود دو ساعته باشد را 4 ساعت تمام وقت دادم و تقریبا همه هم وقت کم آوردند. یکی از بچه ها آمد پیشم برای کار اضافه. گفتم اتاقم را جارو کن :)
با دکتر خرازی (یکی از همکاران) داوطلبانه مسوول سایت شدیم. شانس ما همین اول کار سه تا از سوئیچ های دانشکده خراب شدند و یک هفته اینترنت بعضی ها قطع شد. ولی خب تجربه خوبی بود برای من که تاحالا سوئیچ ندیده بودم (شاید هم دیده بودم و به جا نیاورده بودم:) ) ساختمان جدید هم تقریبا تمام شده و ماه آینده تحویل موقت میشود. چند تا جلسه هم با آدمهای مختلف در مورد سایت آنجا گذاشته ایم. با حدود 100-150 میلیون تومان میخواهیم امکانات خیلی خوب (سوئیچ های خوب و زیاد - اکسس پوینت برای بی سیم و VOIP) بگذاریم. سایت لیسانس آنجا اندازه دانشکده فعلی است. 8 طبقه هم دارد و بزرگترین ساختمان دانشگاه هست. منظره خیلی خوبی هم از بالا دارد. 7-8 تا از بچه های دانشکده را هم جمع کرده ام که یک وبسایت جدید بسازند. کلا میخواهیم به جای cmsها از FRAMEWORK استفاده کنیم که یک کم طولانی تر خواهد بود ولی در عوض بعدا به مشکل نخواهیم خورد.
هر چقدر که بچه ها را ندیده بودم در این ایام دیدم. حدود 15-20 نفر از بچه ها امسال آمدند ایران و 5 تا سخنرانی هم داشتیم که خیلی بود: امین صابری - عاطفه مشاطان - سولماز کلاهی - نسیمه عسکریان - محمدرضا صلواتی پور. تازه چند تا سخنرانی را هم کنسل کردیم به خاطر ترافیک کاری پایان ترم.
پریشب رفتم مراسم محرم مسجد دانشگاه. قرار بود ساعت 7 آقای صدیقی سخنرانی کند ولی تا 8 ملت را با زیارت عاشورا و قرائت قرآن سرگرم کردند. من هم عصبانی شدم و آمدم خانه. دیشب با آمادگی قبلی رفتم و سخنرانی ساعت 8:20 شروع شد و خوب هم بود. بعد هم احمد عباسی مداحی کرد و یک نفر دیگر که نمیشناختم. برای من کلی خاطره قدیمی تازه شد. احمد عباسی هم عوض نشده بود فقط یک پسر 4-5 ساله کنارش بود. وسط مداحی هم مجلس را ترک کرد و نشد با هم صحبت کنیم. با این وجود بعد از مراسم 4-5 تا از بچه ها را دیدم. از همه جالب تر مصطفی مرادی بود که با عبا و عمامه آمده بود.
این ترم سه تا استاد جدید گرفتیم: حسین اسدی - مهدی جلیلی و مازیار گودرزی. فقط مازیار را میشناسم که سال 80 دانشجوی دکترا بود و عضو تیم روبوکاپ.
من ترم دیگر سه تا درس ارائه میدهم: شی گرا - الگوریتم و الگوریتمهای تقریبی. درس آخری برای فوق و دو درس اولی برای لیسانس. نکته جالب حجم تقاضا برای کمک استادی درسها بود. در دو درس اول دو سه تا کمک استاد خیلی با تجربه گرفتم. برای درس الگوریتم هم دو سه تا کار انقلابی دارم میکنم: عوض کردن کتاب درس (از کتاب Kleinberg استفاده خواهم کرد)
امروز دارم میروم اصفهان. کلا محرم اصفهان را همیشه دوست داشتم و امسال اولین سال بعد از حدود 12 سال است که میتوانم یک هفته ای آنجا بمانم.