تغییری که توی درس طراحی الگوریتم دادم استفاده از کتاب طراحی الگوریتم جان کلینبرگ و اوا تاردوش به جای کتاب معروف سی ال آر اس هست. فعلا تا حالا راضی بودم به خصوص اینکه یک آدمی توی پرینستون اسلایدهای خیلی قشنگی هم طراحی کرده براش.
توی درس برنامه سازی پیش رفته هم به جای جاوا همون C++ رو ارائه کردم. علتش هم این بود که بچه ها سی رو توی ترم قبل یاد میگیرن و من راحت تر میتونستم مفاهیم شیئ گرایی رو آموزش بدم. البته یک گروه دیگه همون جاوا ارائه شد.
این ترم دو تا همکار جدید هم داریم: دکتر مهدی جلیلی و دکتر حسین اسدی. کلا تیپ استاد های جوون (زیر 35 سال) تا حالا 6 تا هست.
دانشکده جدید کامپیوتر هم ساختش تموم شد و تحویل داده شد. فعلا درگیر خرید ابزار و میز و صندلی هستیم و فکر کنم بعد از عید اونجا هستیم.
خبر آخر اینکه الآن ادمونتون هستم. در واقع یک هفته کلاسها (دو جلسه) رو خودم نبودم و از بچه های حل تمرین خواستم که سر کلاس برن.
یک ماه پیش هم به انتخاب دکتر سهراب پور توی یک جای مهم عضو شدم: شورای راهبردی فناوری اطلاعات دانشگاه. این شورا در واقع بالاترین مرجع تصمیم گیری در مورد فناوری اطلاعات دانشگاهه و قراره تصمیم های زیر بنایی بگیره.
مثلا فعلا داریم در مورد پهنای باند سال دیگه (الآن 100 مگابیت در ثانیه هست) تصمیم گیری میکنیم یا یک سیستم جامع اطلاعاتی برای استفاده از تمام سیستمهای وب دانشگاه.
حقوق ماهانه 966030
فوق العاده مخصوص 2511167
فوق العاده جذب 1023992
فوق العاده ویژه 6409768
فوق العاده جذب هیات امنا 183531
جمع: 10094999
حدود 200 هزارتومان این مبلغ برای مالیات و بیمه کسر میشود.
آخرین روز کلاسها یک شنبه این هفته بود. من از هر دو کلاسی که داشتم راضی بودم و الآن هم مشغول پروژه های پایانی هستیم. فقط امتحان میان ترم نظریه بازیها خیلی عجیب شد. یک مقدار سخت بود و بچه ها هم فکر کنم نخوانده بودند. امتحانی که قرار بود دو ساعته باشد را 4 ساعت تمام وقت دادم و تقریبا همه هم وقت کم آوردند. یکی از بچه ها آمد پیشم برای کار اضافه. گفتم اتاقم را جارو کن :)
با دکتر خرازی (یکی از همکاران) داوطلبانه مسوول سایت شدیم. شانس ما همین اول کار سه تا از سوئیچ های دانشکده خراب شدند و یک هفته اینترنت بعضی ها قطع شد. ولی خب تجربه خوبی بود برای من که تاحالا سوئیچ ندیده بودم (شاید هم دیده بودم و به جا نیاورده بودم:) ) ساختمان جدید هم تقریبا تمام شده و ماه آینده تحویل موقت میشود. چند تا جلسه هم با آدمهای مختلف در مورد سایت آنجا گذاشته ایم. با حدود 100-150 میلیون تومان میخواهیم امکانات خیلی خوب (سوئیچ های خوب و زیاد - اکسس پوینت برای بی سیم و VOIP) بگذاریم. سایت لیسانس آنجا اندازه دانشکده فعلی است. 8 طبقه هم دارد و بزرگترین ساختمان دانشگاه هست. منظره خیلی خوبی هم از بالا دارد. 7-8 تا از بچه های دانشکده را هم جمع کرده ام که یک وبسایت جدید بسازند. کلا میخواهیم به جای cmsها از FRAMEWORK استفاده کنیم که یک کم طولانی تر خواهد بود ولی در عوض بعدا به مشکل نخواهیم خورد.
هر چقدر که بچه ها را ندیده بودم در این ایام دیدم. حدود 15-20 نفر از بچه ها امسال آمدند ایران و 5 تا سخنرانی هم داشتیم که خیلی بود: امین صابری - عاطفه مشاطان - سولماز کلاهی - نسیمه عسکریان - محمدرضا صلواتی پور. تازه چند تا سخنرانی را هم کنسل کردیم به خاطر ترافیک کاری پایان ترم.
پریشب رفتم مراسم محرم مسجد دانشگاه. قرار بود ساعت 7 آقای صدیقی سخنرانی کند ولی تا 8 ملت را با زیارت عاشورا و قرائت قرآن سرگرم کردند. من هم عصبانی شدم و آمدم خانه. دیشب با آمادگی قبلی رفتم و سخنرانی ساعت 8:20 شروع شد و خوب هم بود. بعد هم احمد عباسی مداحی کرد و یک نفر دیگر که نمیشناختم. برای من کلی خاطره قدیمی تازه شد. احمد عباسی هم عوض نشده بود فقط یک پسر 4-5 ساله کنارش بود. وسط مداحی هم مجلس را ترک کرد و نشد با هم صحبت کنیم. با این وجود بعد از مراسم 4-5 تا از بچه ها را دیدم. از همه جالب تر مصطفی مرادی بود که با عبا و عمامه آمده بود.
این ترم سه تا استاد جدید گرفتیم: حسین اسدی - مهدی جلیلی و مازیار گودرزی. فقط مازیار را میشناسم که سال 80 دانشجوی دکترا بود و عضو تیم روبوکاپ.
من ترم دیگر سه تا درس ارائه میدهم: شی گرا - الگوریتم و الگوریتمهای تقریبی. درس آخری برای فوق و دو درس اولی برای لیسانس. نکته جالب حجم تقاضا برای کمک استادی درسها بود. در دو درس اول دو سه تا کمک استاد خیلی با تجربه گرفتم. برای درس الگوریتم هم دو سه تا کار انقلابی دارم میکنم: عوض کردن کتاب درس (از کتاب Kleinberg استفاده خواهم کرد)
امروز دارم میروم اصفهان. کلا محرم اصفهان را همیشه دوست داشتم و امسال اولین سال بعد از حدود 12 سال است که میتوانم یک هفته ای آنجا بمانم.
متهم ردیف اول بعد از مدتی خودکشی میکند. برای دو متهم دیگر هم حکم قصاص میدهند ولی خانواده مقتول توانایی پرداخت نصف دیه قاتلین را ندارند و به این جهت ۱۱ سال طول کشیده است.
شیرین عبادی هم وکیل افتخاری خانواده مقتول در این پرونده بوده است. از چند وقت قبل ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار میشوند که قاتلین اعدام شوند: آیت الله شاهرودی دستور پرداخت دیه از بیت المال را میدهد، قاضی حکم میکند که ۵۰ نفر از خانواده مقتول قسم بخورند (که قاتلین گناهکارند) ولی به جای ۵۰ نفر ۵ نفر میآیند و هرکدام ۱۰ بار قسم میخورد.
من هر چه که تلاش کردم نتوانستم سن قاتلین را پیدا کنم. ولی حرفهای موکل قاتلین، محمد علی جداری فروغی، در این مورد بسیار خواندنیست:
با متانت گفت؛ «اين جوان بي گناه اعدام شد اما اين پرونده براي من تمام نشده است. من ماجرا را دنبال مي کنم.» فروغي گفت؛ ... بر خلاف ماده 248 اصلاحي قانون مجازات اسلامي که مقرر مي دارد براي مراسم قسامه 50 نفر از اولياي دم و بستگان نسبي مقتول قسم بخورند فقط 5 نفر در دادگاه قسم خوردند و جالب آن است که محتواي قسم آنها مبني بر شرکت موکل در قتل و تجاوز به عنف نبود و حال آنکه در مرحله رسيدگي در شعبه بيستم ديوان عالي کشور به طور کلي به علت سبق تصميم در مورد برائت موکل از اتهام تجاوز به عنف نقض بلاارجاع صادر شد و در نتيجه با توجه اينکه قسم حاوي تجاوز و شرکت در قتل بود از پنج تن از علماي عظام قم استفتايي با مضمون زير به عمل آمد؛ استفتا مي شود آيا کسي که قسم بخورد يک نفر به ديگري تجاوز به عنف کرده و او را کشته است و بعداً ثابت شود که به طور کلي تجاوز صورت نگرفته است اين قسم کاربرد شرعي دارد يا خير. به ترتيب حضرت آيت الله نوري همداني نوشته اند؛ بسمه تعالي. قسم مذکور بي اثر است و آنچه موثر است شهادت دادن با شرايط است.
موسوي اردبيلي؛ «قسم دروغ کفاره ندارد ولي اگر نسبت به زنا داده، نسبت زنا با وجود ساير شرايط حد قذف دارد.» مکارم شيرازي؛ «در صورتي که برخلاف آنچه قسم ياد شده، چيزي به طور قطع ثابت شود و آن قسم مشکلي ايجاد نکند قسم اثري ندارد.» صافي گلپايگاني؛ «قسم در مفروض سوال سلب مسووليت از قاتل نمي کند.» فاضل لنکراني؛ قسم در حدود جاري نمي شود. ولي در مورد قتل، اگر اولياي دم مدعي قتل باشند مي توانند با قسامه (50 قسم) قتل را ثابت کنند که اين مسائل مربوط به دادگاه شرعي است. شيرين عبادي) برنده جايزه صلح نوبل و از فعالان مبارزه با اجراي حکم اعدام در جهان، وکالت پرونده ليلا فتحي را بر عهده داشت و بر اعدام متهم اصرار مي ورزيد. او اکنون در ايران نيست و تلاش هاي ما براي آگاهي از نظراتش در اين زمينه به جايي نرسيد.
در همان صفحه روزنامه شرق مطلبی در مورد پرونده دلارا دارابی که هنگام قتل "عشق کودکی" داشته است را بخوانید. یا مطالبی در مورد شهلا شاهد که همسر ناصر محمد خانی را به قتل رسانده است، یا افسانه یا کبرا عباسی یا ... را در ذهنتان مرور کنید. گویی تنها مشکل قاتلین پرونده لیلا فتحی اینست که زن نیستند.
این همه روزنامه ها توهین کردند به خانواده شوهر کبری عباس پور (که مادر شوهرش را کشت) به این خاطر که رضایت نمیدهند. خانواده لیلا فتحی هم رضایت ندادند. تازه حاضر شدند منزل و لوازم منزلشان را هم بفروشند که قسمتی از پول دیه فراهم شود.
بنده هیچ کدام از افراد بالا را نمیشناسم و بدیهی است که در مقام بی گناه یا گناه کار شناختن کسی هم نیستم. فقط این همه تفاوت در رفتارها را نمی فهمم.
بالاخره این نرم افزار سایفون بیرون آمد. راهنمای فارسی پژمان هم کاملا خوانا و گویاست.
به نظر من تعداد بسیار زیادی از مردم ایران از این نرم افزار استفاده خواهند کرد و عملا سیستم فعلی فیلترینگ را مختل خواهد کرد. واقعاً هم احمقانه هست که یک سایت را به طور کامل ببندند.
نتیجه این خواهد شد که دولت ایران به دنبال فیلترینگ هوشمند خواهد گشت. مثلا اگر در متنی که میبینید کلمه ی SEX بود کل آن متن را فیلتر میکند.
این باز هم این مشکل تر و خشک با هم سوختن را دارد چرا که کلی از سایتهایی که کلمه SEX دارند لزوما سایت مشکل داری نیستند. ولی خب خیلی بهتر از فیلترینگ فعلی است.
اولا که رایگان یا open-source بودن یک نزم افزار لزوما منجر به بی کیفیت شدنش نمیشود. PHP یکی از اینهاست. در ضمن شما وقتی یک نرم ا فزار رایگان میدهی بیرون که لزوما چشم پوشی از مزایای مالی آن نیست. بلکه ممکن است آن نرم افزار به دلیل رایگان بودنش منجر شود که شما بسیار اعتبار کسب کنید؛ تجربه کنید؛ و احیانا بعدا پروژه های خوبی بهتان پیشنهاد شود.
حالا برسیم به تک یا نرم افزارهای این گونه:
شما برای کار با یک نرم افزار یک وقتی را میگذارید برای یادگیری با آن و بعد برای درست کردن هر محصولی هم یک وقت جداگانه برای کار با آن نرم افزار میگذارید. مثلا" یک بار در عمرتان میروید کلاس word و بعدا برای تایپ هر مطلبی هم وقتی را میگذارید تا با word آنرا تایپ کنید. وقت اول برای یادگیری مطلب اگر چه مهم است و یکی از فاکتورهای تصمیم گیری خیلیها برای استفاده از یک نرم افزار است، ولی بسته به استفاده شما از نرم افزار، آن وقت دوم است که واقعا اهمیت دارد.
تک هم همین طور است: یک مقدار یاد گرفتنش از ورد سخت تر است و اکثر کسانی که با آن جدی کار میکنند مجبورند حداقل یک کتاب راهنما در موردش بخوانند ولی بعد از این مرحله، تهیه کردن یک مطلب به راحتی آب خوردن است. حالا برای کسی که در طول زندگی علمیش ممکن است بیش از 10 هزار مطلب بنویسد این وقت دوم است که اهمیت دارد.
از این هم بگذریم که تک باحال است و قشنگ است و ریاضی نویسی راحتی دارد و رایگان است و باکلاس.
همین طور است powerpoitnt و مقایسه آن با http://latex-beamer.sourceforge.net/ اولی را هر شل و کوری در یک ساعت یاد میگیرد و دومی را هر آدم سالمی بخواهد یاد بگیرد شل و کور میشود. ولی بعد از اینکه یاد گرفتی دیگر درست کردن مطلب و مخصوصا گذاشتن فرمول ریاضی خیلی کمکت میکند.
PHP , ASP.NET هم به نظر من همین حالت را دارن ولی در سطحی دیگر.
برای کسانی که با تک (TEX) آشنا نیستند هم تعدادی از کمالات آن را لیست کنم:
1. خوب است و باحال است و باکلاس است.
2. شما یک فایل متنی درست میکنید و بعد آنرا کامپایل کرده و خروجی به شکل PDF یا فرمت دیگر در میآورید. تمام کارهای صفحه بندی، تنظیم خطوط، تهیه لیست مطالب، و ... را خودش برایتان انجام میدهد. شما فقط تایپ میکنید اگر چه دستورهایی هم دارد که شما بتوانید در کارهای بالا دخالت کنید.
3. فرمول ریاضی . مقاله هایی که در رشته هایی مثل علوم کامپیوتر چاپ میشوند را با مقاله های مجله های علمی در خیلی از رشته های دیگر مثل مهندسی مکانیک مقایسه کنید تا ببینید چه میگویم. تک واقعا خروجی زیبایی دارد. نوشتن یک فرمولی ریاضی هم بعد از یاد گرفتنش دیگر هیچ کاری ندارد. مثلا برای درست کردن فرمول زیر

از متن زیر استفاده میشود.
$$P_{d}=\sqrt{
\int_0^\infty{
1-{\prod_{i=1}^{N}(1-P_{i})}
\over
{\sum_1^N{x}}}}$$سیستم خواستگاری سنتی هم همین گونه است. خوشبختی یک دختر تا حدود زیادی به شانس و اقبالش در داشتن خواستگاری مناسب بستگی دارد.
فوتبالیستها بسیار کمتر با این مشکل رو در رو هستند. چرا که خیلیهاشان مدیر برنامه دارند که با پررویی تمام کارش بازار گرمی و یافتن موقعیت برای موکلش هست. هر قدر برای یک فوتبالیست سخت است که مرتب بر سر حقوقش چانه بزند یا به دنبال باشگاهی دیگر باشد، برای موکلش این کار به آسانی آب خوردن است.
در میان هنرمندان هم کسانی هستند که مستقیم یا غیر مستقیم مدیر برنامه دارند. مثلاً هنرمندی که با تعدادی روزنامه نگار آشناست که مرتب از او عکس یا مصاحبه چاپ میکنند.
در سیستم خواستگاری هم همین طور. از قدیمها آدمهای خیرخواهی در جوامع پیدا میشدند که کارشان معرفی دختران به پسران هست و با این کار در واقع یک حالت تعادل در سیستم پیدا کردن همسر ایجاد میکنند.
به نظر من ایده مدیر برنامه داشتن (یا نماینده، مدیر فروش، مدیر تبلیغات) چیزی است که باید خیلی جدی گرفته شود. انسان نه تنها باید کارش درست باشد( محقق خوبی باشد، فوتبالیست خوبی باشد، هنرمند خوبی باشد و ...) بلکه باید این ویژگی را به خریدارانش ارائه دهد.
به نظر من هم کپی رایت یک مشکل بزرگ هست و چاره ای جز حل آن نیست. اولاً لازمه پیوستن به تجارت جهانی رعایت این گونه قوانین است. ثانیاً پیشرفت نرم افزارها در حدی شده است که کسی نتواند آنها را به صورت غیر قانونی کپی کند. مثلاً ویندوز اکسپی مدتهاست که ویندوزها را register میکند و اگر کپی غیر قانونی باشد خیلی از نرم افزارها را نمیتوانید نصب کنید.
ولی مساله ی مورد علاقه من قبول کپی رایت به عنوان یک امر اخلاقی است یا صرفاً قانونی؟ میدانید که بعضی از مراجع دینی مالکیت معنوی را به رسمیت نمیشناسند و چیزی به اسم حق کپی روی اجناس تولیدی را مشروع نمیدانند. به نظر من هم نباید کپی رایت را آنقدر بزرگ کرد و فکر کنیم هر کسی آن را رعایت نمیکند دزد است.
رعایت کردن یا نکردن کپی رایت به نظر من یک امر اقتصادیست. یعنی اینکه یک دولت با توجه به شرایط محاسبه میکند که آیا رعایت کردن آن مفید هست یا خیر. کاری هم که الآن در ایران میشود کمابیش در همین سو است. دولت به این نتیجه رسیده که کپی رایت برای تولیدات داخلی مهم و حیاتیست برای اینکه تولید کنندگان از تلاش خود مایوس نشوند. در همین زمان، کپی رایت بین المللی کاملاً به زیان ماست چرا که اکثر مردم انتخابی جز مثلاً ویندوز مایکروسافت ندارند و نتیجه تعهد به کپی رایت فقط سرازیر شدن پول به سمت شرکتهای خارجیست.
حالا تا زمانی که مجبور شویم و یا به جایی برسیم که بتوانیم سهمی را از بازار نرم افزار جهان کسب کنیم خیلی هم ضروری نیست که مته به خشخاش بگذاریم. البته تا آن زمان باید آرام آرام راههای قطع وابستگی را امتحان کنیم (مثل تولید لینوکس فارسی) و فرهنک کپی رایت را هم در بین مردم نهادینه کنیم.
کلاً این قضیه را زیاد دیده ام که مقامهای کشورهای غیر دمکرات چهره های مختلفی در خارج و داخل دارند. در داخل کمتر تن به مصاحبه اختصاصی میدهند و اگر هم بدهند با کلی منت و تقاضای سوالهای مصاحبه چند روز قبل از آن و ... خواهد بود. در همان زمان به راحتی با یک شبکه خارجی مصاحبه میکنند بدون این گونه شرایط. نمونه اش مصاحبه های احمدی نژاد با سی ان ان یا اخیراً با شبکه سی بی اس.
"شهر در کمال امنیت تمام بلاد ایران بحمد الله در نهایت انتظام عمده توجه باخبارات عتبات عالیاتست چندی قبل تلگرافی از طرف حجت الاسلام و المسلمین روحی فداه مخابره شده به جنابعالی در کشف اخبارات آنجا تا حالا جواب نرسیده خیلی عجیب است. با آن تاکیدات اکیده چگونه مسامحه فرموده اید . البته جوابهای صحیح کافی که باعث قوت قلب شاه بوده باشد مخابره فرمایید باکی از قیمت اجرت تلگراف نداشته باشید". تلگراف شیخ فضل الله نوری به پسرش در نجف
"حاجی شیخ فضل الله خدا تو را و اتباع تو را بدرک فرستد تا مسلمانان آسوده باشند". تلگراف فردی به نام کلانتر از استر آباد بعد از اینکه شیخ فضل الله و بعضی از علمایی که در شاه عبد العظیم بست نشسته بودند شروع به تلگراف زدن به مردم و اعتراض به مشروعه نبودن مشروعه کردند.
"بحمدالله مقاصد اسلامیه بکوری چشم من ینکره در شرف پیشرفت کرده حقانیت و بیغرضی حضرت مستطاب حجه الاسلام روحی فداه بر همه کس معلوم و مشهود گردیده. مخالفین و معاندین که میگویند کلمه حق یرادبهاالباطل در این ایام بواسطه نشر لوایح و مطبوعات زاویه مقدسه که مردم بیدار شده اند خیلی در هیجان آمده اند..." تلگراف شیخ فضل الله نوری به پسرش در نجف در زمان بست نشینی در شاه عبدالعظیم
برای من مدتها پرسش بوده است که چرا شیخ فضل الله نوری اینقدر نامش در ایران برده میشود و کمتر اسمی از بهبهانی و طباطبایی میشنویم. شیخ فضل الله آدم عالمی بود و خیلی هم به شریعت پایبند و واقعاً نگران ضدیت مشروطه با مشروعه بود. اگر چه خیلیها معتقدند انگیزه های دیگری هم مثل جاه طلبی و رقابت با دیگر علما در مخالفت او با مشروطه وجود داشته است.
در هر حال چیزی که تقریباً واضح است اینکه شیخ فضل الله در زمانی که مشروطه یک نهال نوپا بود و نیاز به حمایت مردمی که به طور عام به شریعت پایبند بودند داشت ساز مخالف میزد و این گونه کمر مشروطه را شکست.
حتی محمد علیشاه بعد از به توپ بستن مجلس توسط کلنل لیاخوف روسی وعده بازگشایی آن بعد از سه ماه را داده بود ولی بعد از این مدت به انگیزش شیخ فضل الله بعضی از روحانیون از شاه خواستند که چون مشروطه با مشروعه سازگار نیست از خیر آن بگذرد و شاه نیز از خدا خواسته چنین کرد. تا جایی که من دیده ام، محمد علیشاه تنها دلیلی که بر مخالفتش با مشروطه میآورد همان ضدیت آن با شرع اسلام بوده است.
شیخ فضل الله از آن اول هم جزئی از پیشگامان مشروطه نبود و فقط در بهبوهه موفقیت آن و البته با تصوری که از مشروطه پیدا کرده بود و آنرا در جهت تعالی اسلام میدید به حمایت برخاست.
اگر چه خیلی از مشروطه خواهان (و بخصوص نمایندگان مجلس) دیندار نبودند و بعضی از فرنگ رفتگانشان چه بسا ضد دین بودند و این خود عامل بزرگی در نفرت خیلی از مردم ایران از مشروطه بود، ولی این عالمان بزرگ امثال شیخ فضل الله نوری بودند که میتوانستند وقت شناسی بکنند و هر چیزی را در زمان مناسب بخواهند. کاری که سید عبدالله بهبانی و سید محمد طباطبایی کردند و من آنها را شایسته هرگونه قدردانیی میدانم.
ممنونم از نظرش و امیدوارم این بحث مورد اقبال دیگر وبلاگ نویسان هم واقع شود.
۱. موضوع متن قبلی من نه درستی یا نادرستی ازدواج موقت که انتقاد از منتقدان آن بود. کل حرف من اینست که کسانی که معتقد به آزادی ارتباط بین دختران و پسران هستند اتفاقاً باید کاملاً از ازدواج موقت را به عنوان یک اصل مترقی در ایران و فقه شیعه بشناسند و از نظر من هیچ دلیلی برای مسخره کردن آن وجود ندارد.
۲. به نظر من تمام مشکلاتی که کیهان اشاره کرده است به مرور زمان و با فراگیر شدن ازدواج موقت و به قول معروف ریختن قبح آن در مردم حل خواهد شد. اکنون نداشتن پرده بکارت در نظر خیلیها عیب بزرگی است به این دلیل که مترادف است با یا ارتباط نامشروع از نظر اسلام و یا طلاق در ازدواج دائم قبلی که هر دو اینها از نظر خیلیها قابل قبول نیست. حال اگر ازدواج موقت فراگیر شود طبعاً این گونه حساسیتها هم به خودی خود کم میشوند. مشکل عدم آگاهی مردم به چگونگی رابطه با جنس مخالف و مشکلات شبیه به آن هم به مرور زمان حل خواهد شد.
۳. میدانید که در ایران دوست پسر داشتن یا دوست دختر داشتن جرم است و اگر ارتباط جنسی هم داشته باشند تا صد ضربه شلاق تعزیر دارد و اگر تکرار شود حتی امکان اعدام هم دارد. از همه اینها که بگذریم دختر و پسری که در ایران بدون ازدواج رابطه دارند حداقلش اینست که کارشان خلاف قانون است و این به نظر من در شأن یک آدم متمدن نیست. برای من سوال است که چرا اینها رابطه شان را قانونی نمیکنند و به ازدواج موقت تن نمی دهند؟ چگونه است که هنگام ازدواج دائم به قانون تن میدهند و به شیوه اسلامی که ممکن است به آن معتقد هم نباشند ازدواج میکنند ولی ازدواج موقت به نظرشان مسخره میآید؟
حرف آخرم این که استفاده از ظرفیتهای قانونی ایران یک هنر است. لازم نیست همیشه ما اعتراض کنیم و دنبال حقوقی که در قانون به ما نداده اند باشیم، بلکه بعضی وقتها چیزهای به مراتب بزرگتری را میتوان با زیرکی در همین قانون فعلی کشور به دست آورد.
راستش به نظر من تلاش برای جا انداختن ظرفیت قانونیی مثلا ازداج موقت در میان ایرانیان اثرش به مراتب بیشتر از چیزهایی (البته به حق) مثل تلاش برای راهیابی به ورزشگاهها یا موارد مشابه است. این سوالی است که من از سیما، خورشید خانم، پرستو، معصومه، و بسیاری دیگر از دختران وبلاگستان دارم.
ولی نظر من کاملا ًمتفاوت است.
اول این خاطره را بگویم که سال چهارم دبیرستان که بودم یک کتاب ازدواج موقت در اسلام را از کتابفروشی گلستان شهدای اصفهان خریدم و وقتی در دبیرستان آنرا میخواندم یکی از دوستانم بدون هیچ پرسشی سیلی محکمی به صورتم زد و مرا از ادامه خواندن منع کرد!!
به خیلی از ایرانیها هم اگر در موردش صحبت کنی محترمانه ترین چیزی که میشنوی اینست که "دوست داری خواهر و مادر خودت با غریبه باشند؟" !
ولی نکته ی جالب برای من مسخره کردن ازدواج موقت برای دوستانی است که اصولاً مشکلی با روابط خارج از ازدواج دائم بین دختر و پسر ندارند. من عقیده دارم که رابطه (حتی جنسی) بین دختر و پسر چیز لازمیست و علت شکست بسیاری از ازدواجها در ایران به دلیل همین رابطه نداشتن و عدم تجربه قبل از ازدواج هست. باز معتقد هستم که این روابط باید در چارچوبی مشخص باشد تا به دختر و پسر ضربه روحی وارد نکند. به همین دلیل هست که در خیلی از خانواده های با شخصیت در کانادا دوست پسر یا دوست دختر گرفتن با نظر و مشورت خانواده انجام میشود و خانواده از روباط پسر یا دخترشان با طرف مقابل آگاهی دارند و در صورت لازم کمک میکنند که مشکلی پیش نیاید. علتش هم برای خیلیها این است که دختر و پسر در سنین نوجوانی و اوایل جوانی بسیار احساسی و خام هستند و بی دقتی در روابطشان ممکن است به آسیبهای روحی جدی منجر شود.
خب! ازدواج موقت همین است! قرار نیست کسی که میخواهد معتقد به اسلام باشد و به قوانین آن عمل کند سختی بکشد و از زندگی لذت نبرد.
ظاهراً همانطور که بعضی از مذهبیها از اینکه غیر مذهبیها آزادند و هر کاری میکنند عقده ای شده و احساس کینه دارند، بعضی از غیر مذهبیها هم فقط به این راضی میشوند که یک جوان مذهبی همیشه سرش زیر باشد، با هیچ دختری/پسری صحبت نکند، و آدم خوشحالی و با روحیه ای هم نباشد.
من راستش خیلی چیز زیادی از ازدواج موقت و صحت روایات مربوط به آن در منابع شیعه ندارم، ولی معتقدم با فرض صحت آن اتفاقاً یکی از نکات بسیار مثبت شیعه هست که چشمش را روی نیاز به این بزرگی جوانان نبسته است.
پ.س. بحث من دفاع از مفهوم ازدواج موقت است نه همه ی مقیاسهای آن. من هم با ازدواج موقت یک مرد متاهل مخالفم و از اینکه ببینم یک خانم ممکن است چشم و گوش بسته به این کار شوهرش به این خاطر که فکر میکند ثواب دارد تن میدهد زجر میکشم.
نتیجه: من یک آدم خودی و به درد بخور برای حکومت ایران هستم.
من بورس دانشگاهی در کانادا هستم. یعنی از دولت کانادا پول میگیرم تا تحقیق کنم. من دوستان خوبی دارم که اصلاً مذهبی نیستند. دوست دختر دارند، مشروب میخورند، حتی همجنس گرا هستند. من دوستانی دارم که اسرائیلی هستند. استادم آمریکایی است، و یکی دیگر از استادان دانشکده مان که من با او هم کار تحقیقاتی انجام میدهم یهودی و شدیداً معتقد به اسرائیل هست. دوستانی هم دارم که مسلمان بوده و اینجا مسیحی شده اند. دوستانی هم دارم که پناهنده هستند.
نتیجه: من هم مثل رامین جهانبگلو یک آدم ضد انقلاب هستم.
نتیجه واقعی ۱: وقتی من ایران بروم ممکن است با من در صدا و سیما مصاحبه کنند و در بخشهای خبری به عنوان یک نابغه که به وطن برگشته آن را پخش کنند. همزمان ممکن است من را در فرودگاه بازداشت کنند و بلایی به سرم بیاورند که تا مدتها نتوانم از نظر روحی متعادل شوم.
نتیجه واقعی ۲: به این میگویند ناامنی. نتایجش هم مشخص هست.
معرفی:
با نصب این دیکشنری در مرورگر فایرفاکس میتوانید با انتخاب هر لغت در صفحه های وب و با زدن CTRL-Q معنی آنرا در همان صفحه ببینید. (شکل بالا را ببینید) در ضمن لغت مورد نظر در یک پایگاه داده ذخیره شده و بعداً میتوانید همه ی لغاتهای جدید را ببینید، لیستشان را چاپ کنید، آنها را ستاره گذاری کنید، و ... .
تماس:
برای تماس با من به آدرس mohammadsafari [at] gmail.com تماس بگیرید . یا در همین جا کامنت بگذارید.روش نصب:
۱. آخرین ورژن فایرفاکس را نصب کنید.
۲. داخل فایرفاکس، از منوی Tools گزینه Options را انتخاب کنید و در آن تب Content را انتخاب کنید. یک گزینه دارد برای 'Warn me when websites try to install extensions or themes'. جلوی آن روی دکمه ی Extensions مطابق این شکل کلیک کنید. پنجره ای باز میشود. دامین sharifiha.com را تایپ و روی دکمه Allow کلیک کنید. (مطابق این شکل)
۲. GM ویرایش ۰.۶.۴ را نصب کرده و فایرفاکس را از نو اجرا کنید. موقعی که روی لینک قبلی کلیک میکنید پنجره ای شبیه این شکل باز میشود که باید روی Install Now کلیک کنید. یادتان نرود بعد از آن فایرفاکس را ببندید و دوباره آنر اجرا کنید.
۳. روی کد من کلیک کنید. بالای صفحه سمت راست روی دکمه ی Install کلیک کنید تا نصب شود.
تمام شد! فقط یک بار دیگر فایرفاکس را ببندید و دوباره اجرا کنید.
کلیدها:
Ctrl+Q برای دیدن معنی یک لغت و اضافه کردن آن در پایگاه داده. توجه کنید که برای انتخاب یک کلمه میتوانید روی آن دوبار-کلیک کنید.
Ctrl+Y برای حذف یک لغت از پایگاه داده.
Ctrl+Zبرای دیدن پایگاه داده. برای مثال پایگاه داده متعلق به شناسه کاربری testuser را ببینید. یا شکل زیر را ببینید.
Ctrl+X برای تغییر کاربر فعال.
اضافه کردن شناسه کاربری:
به طور پیش فرض وقتی معنی لغتی را میبینید آن لغت در پایگاه داده با شناسه testuser ذخیره میشود که این برای خیلیها مشترک است. برای اینکه پایگاه لغت مخصوص خودتان داشته باشید باید ابتدا یک شناسه ایجاد کنید و بعد اسکریپتتان را تغییر دهید.
ایجاد شناسه:اول باید در آدرس http://sharifiha.com/greasemonkey/dictionary/createuser.php یک اسم کاربری ایجاد کنید.
تغییرات در اسکریپت:
در مرورگر فایرفاکس گزینه ی Toos->Manage User Scripts را از داخل منوها انتخاب کرده، msDictionary را انتخاب و روی کلید Edit کلیک کنید. قاعدتاً باید اسکریپت را با notepad بازکند یا اینکه از شما آدرس ادیتور بخواهد. اگر کاربر ویندوز هستید میتوانید %SystemRoot%\system32\notepad.exe را به آن بدهید.
حدوداً خط چهاردهم این نوشته شده است:
var msDictionary_ids=new Array("testuser"); a
فرض کنید شناسه ای که در مرحله قبل انتخاب کرده اید morteza_123443124 باشد. خط فوق را به این شکل تغییر دهید.
var msDictionary_ids=new Array("morteza_123443124"); a
(حرف a در آخر خط اضافه است و فقط برای اینکه در بلاگفا خوب نمایش داده شود گذاشته ام). حالا فایل را Save کنید.
یادتان باشد که هر کسی با داشتن اسم کاربری شما میتواند از آن استفاده کند و لغات آنرا حذف یا به آن اضافه کند. بنابراین اسم کاربریتان را به کسی ندهید.
با کلید Ctrl-X میتوایند کاربر جاری را تغییر دهید. اگر هم ۰ را انتخاب کنید هیچ کاربری فعال نخواهد بود.

من راستش ایرادی در آن نمیبینم. همه ی ما قبول داریم که رئیس جمهور باید آداب ریاست جمهوری را حفظ کند، تمیز باشد، لباس اتو کشیده بپوشد، و ... ولی هیچکس نمیگوید که رئیس جمهور در پشت پرده (در خانه، در جلسات خصوصی، و... ) هم همان پرستیژ را باید حفظ کند.
همان طور که اگر عکسی بیرون بیاید که مثلاً هیات دولت در جلسه ی رسمی مشغول دیدن مسابقه فوتبال هست همه ناراحت میشوند ولی اگر در خانه خودشان این کار را بکنند به کسی اصلاً ربطی ندارد.
حسن وارسته نویسنده ی سابق این برنامه از کیفیت کار آن شکایت کرده و گفته است که برنامه مبتذل شده است. من ۷-۸ قسمت این برنامه را دیده ام، اوایل این احساس را داشتم که کپی "زیر آسمان شهر" هست و اتفاقاً خشایار مستوفی هیچ تفاوتی نکرده است. ولی کم کم از داستانهایش خوشم آمد و هرگاه که فرصت میکنیم این برنامه را در خانه میبینیم.
نکته ی جالب حرفهای وارسته بی ربطی بعضی حرفهای اوست:
وي اظهار داشت: عوامل اين مجموعه به هر قيمتي ميخواهند مردم را بخندانند و با بيرون آمدن نويسندگان اين مجموعه در حال حاضر صدابردار نوشتن فيلمنامه را آغاز كرده است و اين نشان ميدهد بار هنري براي آنها بياهميت است.
وارسته تصريح كرد: بازيگر اول مجموعه هر ماه 12 ميليون تومان از بازي در مجموعه مي گيرد و ديگر بازيگران نيز به طور متوسط سه الي چهار ميليون دستمزد دارند. هزينههاي زيادي صرف ساخت دكور شده اما نتوانسته به لحاظ هنري جذاب باشد.
خب که چه؟ صدابرداری که نویسنده شود به خودی خود عیب دارد؟ حقوق بازیکنان چه ربطی به قضیه دارد؟
به نظرم من اطلاعات غلط یا بیربط کاملاً اثر منفی در تاثیرگذاری انتقاد شما دارد. من خودم با دیدن این دو جمله اخر چیزی به ذهنم نرسید جز اینکه اینها مشکل شخصی دارند نه دغدغه ی فرهنگی.
۴۲ قسمت اول این سریال را میتوانید از اینجا ببینید:
قسمتهایی از آن در مورد قهرمانی استقلال در لیگ برتر فوتبال و مراسم جشن بعد از آن در ورزشگاه آزادی است. در روزی که بیش از یکصد هزار نفر ملت آمده بودند در ورزشگاه استقلال ۴-۰ ۴-۱ برق را برد و قهرمان شد. اما مراسم بعد از قهرمانی واقعاً خاطره انگیز بود.
اولاً که کلی آدم نامربوط ریختند توی زمین و حتی جام قهرمانی را هم برداشته، دور افتخاری در زمین زده، و با آن عکس یادگاری گرفتند.
ولی جالبتر از همه حضور ناگهانی یک اسب سوار با اسبش و با لباس قرمز و پرچم آبی بود. از مسوولین ورزشگاه آزادی، مسوولین فدراسیون فوتبال (سازمان لیگ)، مسوولین باشگاه استقلال و از هر کسی که پرسیدند نمیدانست که این اسب از کجا آمده.
یاد آن قضیه افتادم که طرف در یک مهمانی مجلل عروسی وارد شده بود، خانواده عروس فکر میکردند فامیل داماد است و خانواده داماد فکر میکردند فامیل عروس.
با یک نگاه از بالا همه ی مطلب سیما را میتوان در این خلاصه کرد که "من به خاطر تجربه ی زیاد کاری که در جوامع مختلف آمریکا دارم از روی شکم سیری حرف نزده ام" که این به نظر من پاسخی به انتقاد مهدی نیست و مهدی هم نگفته سیما شکم سیر است.
ولی نکته ی جالب برای من نوع استدلال سیماست. کلی نمونه و مثال از کارهایی که در آمریکا کرده یا مسائلی که دیده را در وبلاگش نوشته. برای چه؟ یا مثالی که میزنید در رابطه ی مستقیم با استدلالتان هست که خب احتمالاً استدلالتان را مستحکم میکند و یا (به نظر من در این مورد سیما) اینکه احساسات مخاطب را برمی انگیزد و به شیوه جو گیر کردن او استدلال را محکم میکند. پست قبلی من را هم در مورد جو گیر شدن بخوانید.
یک چیز دیگر! من تقریباً هر دوستی دارم که در رشته های علوم انسانی درس میخواند ایمیلها یا پستهای وبلاگش طولانی هستند. در فضای وبلاگستان هم معمولاً پستهای نازلی و سیما طولانی هستند. نمیدانم دلیلش چیست ولی این را میدانم که هر مطلبی شانی دارد و اگر قرار باشد جواب یک مساله ی جزئی که پیش آمده بسیار طولانی باشد قطعاً خوانندگان زیادی را از دست خواهد داد.
۲. یادم می آید در یک جمع مذهبی دبیرستانی نه ده نفره حرف از در حرفهای دکتر سروش شد. از آن جمع پرسیدم کدامتان میدانید دکتر سروش عینکی هست یا نه. فقط یک یا دو نفرشان (راست یا دروغ) گفتند هست.
۳. در یک جمع عمومی در ایران که به احتمال زیاد انگلیسیشان هم خوب نیست با لحن خشنی بگویید دکتر شریعتی آدمی بود "relegious". به نظر من تعداد زیادی از آن جمع بدون اینکه بپرسند یا بدانند معنی relegious چیست نسبت به شریعتی بدبین خواهند شد و احتمالاً لعنی هم نصیبش خواهند کرد.
این یعنی جو گیر شدن، احساساتی شدن، و بدتر از آن تصمیم گیری در حالت هیجان. جوابتان هم حتماً اینست که انسان نباید هنگام هیجان (خوشحالی یا ناراحتی فرقی ندارد) تصمیم گیری کند و باید بگذارد آرام شود و در مورد مساله منطقی فکر کرده، مشورت کند، مطالعه کند، و در آخر اگر لازم بود تصمیم بگیرد.
حالا اگر شما یکی از بیش از چهل و شش هزار نفر امضا کننده ی بیانیه ای باشید که توسط بانوی ایرانی کانادا، نازنین افشار جم، علیه حکم اعدام دختری هم نام او تهیه شده است چه می گویید؟
داستان این گونه است که ظاهراً دختری ۱۸ ساله به نام نازنین به همراه خواهر ۱۶ ساله اش با مزاحمت چند جوان روبرو شده و در درگیری که انجام میگیرد یکی از جوانها کشته میشود. حالا هم دلیل نازنین بر اقدام به دفاع شخصی را قبول نکرده و حکم به اعدام او داده است.
این بیش از ۴۶۰۰۰ امضا کننده بیانیه بعضیشان اصولاً مخالف اعدام هستند که خب کاری نداریم. ولی خیلی هاشان با خواندن این بیانیه یک صفحه ای قضاوت میکنند و بر اساس آن بیانیه را امضا کرده اند. توجه کنید که من اصلاً قضاوتی در مورد درستی یا نادرستی حکم اعدام ندارم بلکه صحبتم قضاوت آنی هنگام هیجان هست. نظیر این قضیه را هم بارها دیده اید. در تعداد زیادی از پرونده های جنایی مخصوصاً آنهایی که یک زن قاتل است روزنامه ها یا وبلاگها جو جامعه را علیه خانواده مقتول مشوش میکنند (با ذکر داستانهای احساسی ا ززندگی زن یا ظلمهایی که در زندگی به او رفته مثل قضیه ی کبری رحمانپور) و سوار بر موج احساسات مردمی نظرشان را به دستگاه قضایی تحمیل میکنند.
حالا ممکن است شما هم مخالف رای دستگاه قضایی باشید که خب خوشحال خواهید شد یا مانند خانواده شوهر کبری رحمان پور یا پسری که در دعوا با نازنین کشته شده است عزیزتان را از دست داشته باشید، معتقد باشید که بیگناه کشته شده، و احساس کنید تعداد زیادی از مردم ناجوانمردانه دارند خون عزیزتان را پایمال میکنند.
نکته ی بسیار مهم به نظر من چگونگی جمع کردن این همه سرویس در یکجاست و اینکه چگونه کاربر به راحتی از اینها استفاده کند. فرضاً شما یک ایمیل در مورد یک قرار ملاقات میگیرید و دوست دارید سریع آنرا در تقویم خود وارد کنید. در یاهو ابتدا تقویم را در یک پنجره ی جدید آورده و با استفاده از copy-paste آنرا وارد میکنید. در گوگل چطور؟ گوگل از متن ایمیل شما حدس میزند که یک قرار ملاقات هست و همانجا یک گزینه ی Add Event دارد که با آن راحت قرار خود را در تقویمتان اضافه میکنید.
هنوز این امکان برای همه ی ایمیلهای GMail فراهم نشده. اگر ندارید چند روزی دیگر صبر کنید. اطلاعات بیشتر در مورد اختلاط تقویم گوگل و GMail را در اینجا بخوانید.
همانطور که میدانید گوگل چت هم به GMail اضافه شده است. به احتمال زیاد در آینده ی نزدیک سایر سرویسهای گوگل هم تا حد امکان اینگونه میشوند. مثلاً لیست RSSهایی که میخوانید را در همان GMail بخوانید. وبلاگتان در blogger را از طریق GMail به روز کنید (البته این امکان هم اکنون هم وجود دارد ولی نه به شکل ایده آل) و ...
این یاهوی دیوانه باید به این کارها فکر کند نه لوس بازی در تزیین و آرایش ایمیلش!
حالا یک سال قبل را در نظر بگیرید که گوگل و یاهو هر کدام کمتر از ۴۰ میلیار دلار ارزش داشتند و احتمالاً مدیران یاهو شاید بدشان نمیآمد که مثلاً شرکتشان را به گوگل بفروشند و از شر این رقابت خلاص شوند. اگر این گونه میشد و گوگل یاهو را میخرید تازه به نظرم سهام گوگل افت میکرد چون یکی از رقبای مطرحش را از دست میداد و ملت نگران میشدند که دیگر در خلاقیت تنبل شود.
بهترین کار به نظرم همین بود که این دو به رقابت در ظاهر سخت خودشان ادامه دهند و هر بار یاهو یک دست و پایی بزند و مثلاً نسخه ی بتای یاهو ایمیل را تهیه کند و بعد هم همه در کف خلاقیت و قدرت گوگل بمانند که چگونه شرکتی با سابقه ی یاهو را این گونه سوسک کرده است! این طوری گوگل ارزشش در یک سال شاید ۴۰-۵۰ میلیارد دلار بیشتر از چیزی است که مدیرانش انتظار داشتند و در واقع به بهترین شکل ممکن یاهو را خریده است!
البته همه ی مطالب بالا تخیلی بود و اصلاً تا جایی که من میدانم چنین زد و بندهای بین شرکتها غیر قانونی است. ولی با این نسخه ی بتای یاهو ایمیل من غیر از این چیزی به ذهنم نمیرسد.!!
پ.س. این ذهن متوهم من یک چیز دیگر هم به ذهنش رسید. فرض کنید سال دیگر که ارزش سهام گوگل ۵۰۰ دلار شده و مال یاهو ۲۵ سنت و زد و بند این دو شرکت اینگونه شود که یاهو شروع به سوسک کردن گوگل کند، مثلاً سیستم گامای یاهو (:)) ایمیل را با امکانات خدا ارائه دهد و هرچه که گوگل داشته را با کیفیت بهتر ارائه دهد. آنگاه تازه مردم میفهمند که دود از یاهو بلند میشود و با کاهش مثلاً ۵۰ درصدی سهام گوگل سهام یاهو هم ۵۰۰ دلار میشد. خیلی باحال است نه؟
نسخه ی بتای یاهوایمیل اگر چه امکانات بسیار زیادی دارد و بسیار هم خوشگل است، ولی در یک جمله باید بگویم خاک بر سر یاهو! اولاً که سرویسشان شدیداً کندست و آدم را خسته میکند. ثانیاً اینها ضعف اساسیشان نسبت به گوگل را هنوز نمیفهمند. در GMail خبری از تبلیغات تصویری 300x300 و بدون ربط به ایمیل نمیبنیم. اصلاً از هر کسی که بخواهید مزیتهای اصلی GMail را بگوید حتماً از ایده ی برچسب گذاری به جای folder و امکان فیلتر کردن اتوماتیک ایمیلها خواهد گفت. یاهوی احمق هیچ کاری در این زمینه نکرده است.
حالا میفهمم چرا دو سه ماه پیش که رئیس مرکز تحقیقات یاهو در ونکور سخنرانی داشت تقریباً تمام مثالهای خود را از Google میآورد.
حالا دو سه ماه دیگر که گوگل تمام امکانات خوب این نسخه ی یاهو را به همره چند تا امکان خلاقانه و با حال دیگر ارائه میدهد یاهو باز هم به سختی قافیه را خواهد باخت.
Google-Readier را احتمالاً میشناسید. خبرخوان خوبی است برای فیدها و با استفاده از آن میتوانید تمام سایتهایی که خروجی XML دارند را اضافه کرده و از به روز شدنشان باخبر شوید. یک چیز بسیار خوبی که دارد این است که میتوانید خروجی آنرا روی وبسایت یا وبلاگتان بگذارید. (سمت چپ وبلاگ من را ببینید)
با توجه به اینکه اکثر وبلاگها دیگر خروجی XML دارند میتوانید وبلاگهایی که میخوانید را اضافه کرده و خروجیشان را در وبلاگ خودتان بگذارید. یعنی یک چیزی بسیار خوبتر از BlogRolling که حداقل از دو جهت مزیت زیادی دارد: اول اینکه blogrolling در ایران فیلتر شده است و دوم اینکه مشکل ping ناخواسته را هم نخواهید داشت. در ضمن عنوان آخرین مطلب وبلاگها را هم میبینید.
تنها اشکالی که به نظر من دارد این است که حداکثر ده عنوان را نشان میدهد.
خودتان با Google-Reader کارکنید و امکاناتش را ببینید. میتوانید برای سایتهایی که میخوانید label هم بگذارید و در واقع آنها را طبقه بندی کنید.
فعلاً برای اولین پست بس است.
پ.س. تصمیم گرفتم یک راهنمای کامل برای این کار بنویسم.
۱. اول باید کاربر google باشید یعنی مثلاً ای میل GMail داشته باشید.
۲. به آدرس http://reader.google.com بروید و شروع کنید آدرس RSS سایتهایی که میخوانید را اضافه کنید. خیلی از وبلاگها خروجی RSS دارند و لینکش هم روی وبسایتشان هست. متاسفانه persianblog این امکان را برای وبلاگهایش نگذاشته ولی blogfa , blogger این امکان را دارند. آدرس RSS یک وبلاگ در بلاگفا مثل http://x.blogfa.com با اضافه کردن rss.aspx به آخر آن به دست میآید، یعنی http://x.blogfa.com/rss.aspx و اگر در بلاگر باشد با اضافه کردن atom.xml یعنی http://x.blogspot.com/atom.xml
یک راه ساده دیگر هم استفاده از یک امکان بسیار خوب GoogleReader در Import و Export کردن لیست وبلاگهاست. در واقع شما راحت میتوانید از لیست قبلاً آماده شده ی دوستانتان استفاده کنید. مثلاً لیست وبلاگهایی که من اضافه کرده ام را از اینجا داونلود کرده و Import کنید: روی گزینه ی Edit Subscriptions کلیک کنید و در قسمت More Actions گزینه ی Import Subscriptions را انتخاب کنید.
۳. هنگام اضافه کردن یک rss میتوانید آن را برچسب گذاری هم بکنید. مثلاً من به همه وبلاگها برچسب weblogs میدهم.
۴. حالا روی SHARE در GoogleReader کلیک کنید. آدرس مستقیمش هم http://www.google.com/reader/view/ هست. گزینه Setting را در بالا انتخاب و روی Tags کلیک کنید. روی تگ weblogs اول اگر private هست روی آن کلیک کنید تا public بشود. در سمت راست آن گزینه گزینه Put a clip on your site تنظیمات لازم را انجام داده و کد HTML که برایتان درست میکند را در وبلاگتان قرار دهید.
۵. من یک کد style را هم در وبلاگم گذاشته ام که شکل ظاهری وبلاگها را قشنگ کند. آن را هم میتوانید استفاده کرده و در قالب وبلاگتان قرار دهید.
<style> li { list-style-type:decimal; text-align:right; } div.s { font-family: Tahoma; font-size: 7pt; color:red; border-width: 0px; border-color: #0000ff; border-style: solid; border-style: dotted; background-color:#e5ecf9 } </style>
روش نصب:
۱. آخرین ورژن فایرفاکس را نصب کنید.
۲. GM ویرایش ۰.۶.۴ را نصب کرده و فایرفاکس را از نو اجرا کنید.
۳. روی کد من کلیک کنید. بالای صفحه سمت راست روی دکمه ی Install کلیک کنید تا نصب شود. یا اینکه در منوها گزینه ی Tools->Install This UserScript را انتخاب کنید.
تمام شد! حالا هر کلمه ای که در فایرفاکس انتخاب کنید و دکمه ی Ctrl+Q را بزنید ترجمه اش را برایتان پیدا میکند.
امکانات جدید:
۱. به دلیل اینکه کلید Shift برای تولید حروف بزرگ به کار میرود تصمیم گرفتم از کلید Ctrl استفاده کنم. در ضمن Ctrl+D هم برای BookMark کردن به کار میرود. پس کلیدهای جدید به این شکل هستند.
Ctrl+Q برای دیدن معنی یک لغت و اضافه کردن آن در پایگاه داده. توجه کنید که برای انتخاب یک کلمه میتوانید روی آن دوبار-کلیک کنید.
Ctrl+R برای حذف یک لغت از پایگاه داده.
Ctrl+Zبرای دیدن پایگاه داده.
۲. همانطور که قبلاً گفتم از حالا میتوانید لغات جدیدتان را در پایگاه داده ذخیره کنید تا اگر خواستید بعداَ لیست لغات را ببینید. برای استفاده از دیکشنری باید کدتان را به این شکل تغییر دهید.
برای این کار باید یک ID داشته باشید. ابتدا در Toos->Manage User Scripts گزینه msDictionary را انتخاب و روی Edit کلیک کنید. بالای کد یک خط به این شکل هست:
GM_setValue('msDictionary_id',''); //Your ID
که باید ID خود را در آن قرار دهید:
GM_setValue('msDictionary_id','YourID'); //Your ID
حالا لیست کلماتتان را هرگاه Ctrl+V بزنید میتوانید ببینید. مثلاً لیست لغات من را ببینید.
من یک کد نوشته ام که با آن اگر هر کلمه ای را روی فایرفاکس انتخاب(Select ) کنید و سپس Shift+D را بزنید معنی آن را از دیکشنری پیدا میکند.
چگونه آنرا نصب کنید.
۱. آخرین ورژن فایرفاکس را نصب کنید.
۲. GM ویرایش ۰.۶.۴ را نصب کرده و فایرفاکس را از نو اجرا کنید.
۳. روی کد من کلیک کنید. بالای صفحه سمت راست روی دکمه ی Install کلیک کنید تا نصب شود. یا اینکه در منوها گزینه ی Tools->Install This UserScript را انتخاب کنید.
تمام شد! حالا هر کلمه ای که در فایرفاکس انتخاب کنید و دکمه ی Shift+D را بزنید ترجمه اش را برایتان پیدا میکند.
۴. یک امکان خوب این برنامه امکان ذخیره کردن کلمه های جدید شما در یک پایگاه داده است. یعنی اینکه میتوانید هر بار کلمات جدید امروز، این هفته، یا این ماه را مرور کنید. برای این کار باید یک ID داشته باشید. ابتدا در Toos->Manage User Scripts گزینه msDictionary را انتخاب و روی Edit کلیک کنید. بالای کد یک خط به این شکل هست:
GM_setValue('msDictionary_id',''); //Your ID
که باید ID خود را در آن قرار دهید:
GM_setValue('msDictionary_id','YourID'); //Your ID
حالا لیست کلماتتان را هرگاه Shift+V بزنید میتوانید ببینید. به صورت مستقیم هم در آدرس sharifiha.com/greasemonkey/dictionary/showwords.php?id=YourID در دسترس هست.
مثلاً لیست لغات من را ببینید.